تاریخچه پیدایش مدیریت منابع انسانی

تاریخچه پیدایش مدیریت منابع انسانی

1) آثار ناشی از انقلاب صنعتی در مدیریت منابع انسانی را شرح دهید؟

فلسفه نوین مدیریت منابع انسانی، به شکل امروزی همگی نتیجه تعامل میان مجموعه حوادث و تحولاتی است که با وقوع انقلاب صنعتی در انگلستان حدود سال 1760 آغاز شده و تا به امروز ادامه یافته است. البته پیدایش و رشد تدریجی مدیریت منابع انسانی به قبل‌تر از آن یعنی دوران باستان باز می‌گردد و شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد اتحادیه‌ها، سندیکاها و اعتصابات کارگری سازمان‌یافته در روم و مصر وجود داشته است.

انقلاب صنعتی تقریباً همزمان با سایر تحولات عظیم علمی، فلسفی و سیاسی قرون هفدهم و هجدهم در اروپا به وقوع پیوست. منظور از انقلاب صنعتی جانشین کردن ماشین به جای انسان در صنعت است. یکی از نتایج مستقیم انقلاب صنعتی، پیدایش کارخانه‌های بزرگ در جوامع صنعتی بود که برای اولین‌بار استخدام و تمرکز عده کثیری کارگر را در یک مکان و زیر یک سقف ایجاب نمود. استفاده از ماشین و رواج و توسعه سیستم تولید کارخانه‌ای موجب جهش عظیمی در توان تولید بشر شده است و با ورود ماشین به صحنه تولید امکان تقسیم کار به اجزای کوچکتر فراهم شد و هر کس بخش کوچکی از کل کار در سیستم تولید را انجام می‌داد.

آدام اسمیت، اقتصاددان اسکاتلندی در سال 1776 در کتابی مفهوم تقسیم کار را در یک فرایند تولیدی با ساختن یک سنجاق ساده توضیح داد که در آن نشان می‌داد کارگران به جای آشنایی با چند کار سطحی و ساده با یک دستگاه به سرعت بیشتر و دقت بیشتر کار می‌کردند.

استقرار کارخانه و برقراری یک نظام تولیدی مبتنی بر آن و لزوم استخدام و تجمع عده کثیری کارگر در یک مکان، نیاز به ایجاد نظام جدیدی داشت که سرپرستی و کنترل گروه‌های کارگری را امکانپذیر کند. به دلیل تقسیم کار از یک سو و پیوستگی مراحل مختلف کار با یکدیگر از سوی دیگر، کارگران می‌بایست همه باهم در ساعتی معین با سوت کارخانه کار را آغاز و به اتمام می‌رساندند. علاوه براین، مدیریت با وضع قوانین و مقررات و با سرپرستی و نظارت دائم، باید مطمئن می‌شد که کار در طی روز طبق برنامه پیش می‌رود. این نظام منجر به پیدایش سلسله مراتبی جدید متشکل از مالکان کارخانه، مدیران، سرپرستان و کارگران گردید و این در مقابل زمانی بود که میان صنعتگر (صاحبکار) و شاگرد او فاصله زیادی وجود نداشت، در واقع انقلاب صنعتی با تشدید اختلافات در طبقات اجتماعی، نظام اجتماعی جدیدی را پایه‌گذاری کرد.

از ویژگی‌های دیگر نظام صنعتی جدید، بی‌اعتنایی به جنبه‌های عاطفی و عدم رعایت اصول انسانی در کارخانه‌ها بود. وضعیت نامطلوب کار در کارخانه منحصر به بزرگسالان نبود و کودکان خردسال کمتر از نه سال در شرایطی رقت‌بار شانزده ساعت در روز کار می‌کردند و این فقط منحصر به انگلستان نبود و کشورهای دیگر منجمله آمریکا هم همین وضعیت را داشتند.

در ارزیابی کلی تبعات انقلاب صنعتی باید گفت که از نظر اقتصادی، انقلاب صنعتی تحول بزرگی به وجود آورد و موجب افزایش چشمگیر تولید و بازدهی، تراکم سرمایه و دارایی و درنتیجه رونق فوق‌العاده تجارت و شتاب گرفتن فعالیت‌های بازرگانی گردید اما کارگر در این دوره متاعی برای خرید و فروش محسوب می‌شد و به دلیل رواج سیاست اقتصاد آزاد (عدم مداخله دولت در اقتصاد) دولت در موقعیتی نبود تا با وضع قوانین و مقررات قشر کارگر را مورد حمایت و پشتیبانی قرار دهد به عنوان یک نتیجه‌گیری کلی باید گفت که انقلاب صنعتی، آثار اقتصادی مثبت و آثار اجتماعی منفی بسیاری به دنبال داشت.

2) عوامل موثر در پیدایش اداره امور کارکنان را شرح دهید؟

در اثر تحولات ناشی از انقلاب صنعتی، نهضت کارگری و نهضت مدیریت علمی و در اثر نفوذ و گسترش نظریه‌های روانشناسی صنعتی، بتدریج پذیرفته شد که مدیریت منابع انسانی نیز مانند تولید و فروش، وظیفه‌ای تخصصی است که باید برعهده متخصصان و کارشناسان گذاشته شود. زمینه‌های فعالیت این متخصصان در طول سال‌های 1880 تا 1920 در سازمان‌ها و شرکت‌های مختلف به شرح زیر بود.

1ـ انتخاب و استخدام؛ 2ـ مسائل رفاهی کارکنان؛ 3ـ قیمت‌گذاری کار؛ 4ـ ایمنی کار؛ 5 مسائل آموزشی و بهداشتی؛

که پیدایش پنج وظیفه تخصصی مذکور در سازمان در حوالی سال 1912 را باید زمینه پیدایش اداره امور کارکنان به شکل و معنای امروزی آن دانست.

3) تفاوت‌ها و شباهت‌های نهضت مدیریت علمی و مکتب روابط انسانی را مورد بحث قرار دهید؟

تیلور مطالعات خود را در سال 1885 در صنعت فولاد و در کارخانه‌های میدویل و بتلهم آغاز کرد و در حدود سال 1878 چهار اصل اساسی و مهم مدیریت علمی را ارائه نمود: اـ مدیریت باید علمی باشد؛ 2ـ انتخاب کارکنان باید اساس علمی داشته باشد؛ 3ـ آموزش و تربیت کارکنان باید جنبه علمی داشته باشد؛ 4ـ روابط نزدیک و دوستانه و روحیه همکاری باید بین مدیریت و کارکنان وجود داشته باشد که با اعمال این چهار اصل در کارخانه فولاد بتلهم، تیلور توانست با همان وسایل و تجهیزات قبلی، کارآیی را در بخش کوره‌های ذوب آهن به مقدار بسیار زیادی بالا ببرد، به طوری که بازده کار یک کارگر از ذوب 5/12 تن آهن در روز به 5/42 تن افزایش یافت. اعمال این اصول در بخش‌های دیگر کارخانه بتلهم نیز به کاهش زیاد هزینه‌ها و افزایش چشمگیر تولید و کارآیی منجر گردید و این افزایش در تولید و کارآیی همان شباهت یا اهداف مشترکی است که در دو نهضت دنبال می‌گردد اما تیلور در نهضت مدیریت علمی علی‌رغم اینکه به یافتن شیوه‌های بهتر و موثرتر انجام دادن کار و افزایش تولید و کارایی توجه ویژه‌ای داشته نباید تصور کرد که نیازهای انگیزشی و آموزشی کارگر را مدنظر قرار نداده است. در واقع نظرات او را می‌توان زمینه طرح مسائلی دانست که بعداً در مکتب روابط انسانی به آن پرداخته شد. برای مثال تیلور علاوه بر اهمیت سهیم کردن کارگر در منافع و دستاوردهای اقتصادی کار و قدردانی از کارگر ممتاز و نمونه، بر اهمیت مهارت‌آموزی و پرورش نیروها نیز تأکید داشت و از مدیران و کارفرمایان می‌خواست که نسبت به آموزش و پرورش کارکنان دیدی مثبت داشته باشند. وی معتقد بود با کارکنانی که در گذراندن دوره‌های آموزشی و کارآموزی موفق نیستند و کار را زود یاد نمی‌گیرند نباید با خشونت رفتار کرد یا از سازمان اخراجشان نمود بلکه باید فرصت بیشتری برای فراگیری کار به آنها داد و در صورت عدم فراگیری کار مناسبتری برای آنها پیدا کرد و یا به کارگرانی که پیشنهادهای قابل اجرا می‌دهند جوایزی اعطا می‌کرد.

اما با تمام این موارد باید توجه داشت تیلور به جنبه‌های اجتماعی کار دیدگاهی منفی داشته است؛ زیرا اصولاً کار گروهی را مفید نمی‌دانست و معتقد بود هر وقت کارکنان به طور گروهی کار می‌کنند، کارآیی هر یک از آنها به سطح کارآیی ضعیف‌ترین عضو گروه کاهش می‌یابد اما برخلاف آن در مکتب روابط انسانی تحقیقات تیم مایو نشان داد که میزان تولید، تابع همکاری‌های گروهی است به عبارت دیگر تبدیل گروه (به معنای تجمعی از افراد) به تیم (به معنای تشریک مساعی افرادی برای نیل به اهدافی مشترک و از پیش تعیین شده)، عامل اصلی در افزایش تولید است. به طور خلاصه می‌توان گفت ایجاد روابط انسانی میان کارگران و سرپرستان، عامل مهم و تعیین‌کننده در افزایش تولید و کارآیی کارکنان بوده است

4) روانشناسان صنعتی چه نقشی در پیشبرد اهداف اداره امور کارکنان ایفا می‌نمایند؟

به دلیل به کارگیری اصول و نظریه‌های روانشناسی در صنعت، به تدریج رشته جدیدی به نام روانشناسی صنعتی در دهه 1890 و اوایل دهه 1900 به علوم اضافه شد. در ابتدا توجه روانشناسی صنعتی بیشتر معطوف به یافتن فنونی برای افزایش فروش بود، اما بتدریج گروهی از محققان این رشته به یافتن فنون موثرتری برای گزینش افراد علاقه‌مند شدند. مسأله مورد توجه آنان این بود که چگونه می‌توان افراد را برای مشاغلی که با نیرو و استعداد و توانایی‌های بالفعل و بالقوه آنها مطابقت داشته باشد را انتخاب کرد. مانستربرگ در سال 1913 در کتاب مشهوری که منتشر کرد مطرح نمود بعضی از کارکنان برای بعضی از کارها، مناسب‌تر از دیگران هستند او همچنین در تجربیات خود به دنبال یافتن این بودکه چگونه می‌توان بهترین فرد را برای کار پیدا کرد، بهترین عملکرد را داشته باشد و بهترین نتیجه را به دست آورد. از مهمترین کارهای مانستربرگ تجزیه و تحلیل یک کار به منظور تعیین شرایط جسمی، فکری و عاطفی مورد نیاز برای انجام دادن آن و همچنین طراحی آزمونهایی که بوسیله آن مسئولان سازمان بتواند مناسبترین افراد را شناسایی و انتخاب کنند بود. وی مانند تیلور خواهان علمی‌تر کردن مدیریت بود، ولی برخلاف تیلور کار گروهی و روابط اجتماعی را در محیط کار مفید و در افزایش تولید و کارآیی موثر می‌داند.

5) با ذکر وظایفی که متخصصان و کارشناسان امور پرسنلی ایفا نمودند، تأثیر آنها را در ظهور اداره امور کارکنان شرح دهید؟

وظایف و فعالیت متخصصان و کارشناسان امور پرسنلی در طول سال‌های 1880 تا 1920 در سازمان‌ها و شرکت‌های مختلف به شرح زیر بود.

1ـ انتخاب و استخدام: برای اولین بار این وظیفه به صورت متمرکز در سازمان به عهده کارشناسان سازمان گذاشته شد تا شایسته‌ترین افراد را برای تصدی مشاغل یافته، استخدام کنند.

2ـ مسائل رفاهی کارکنان: رسیدگی به مسائل عمومی کارکنان از قبیل وام، مسکن، مدرسه برای فرزندان آنها و دارو و درمان و همچنین برنامه‌هایی برای رفع خستگی کارکنان در دستور کار متخصصان رفاهی قرار گرفت.

3ـ قیمت‌گذاری کار: مطالعه علمی کار به منظور تعیین نرخ مناسبی برای پرداخت دستمزد برعهده کارشناسان قیمت‌گذاری کار گذاشته شد.

4ـ ایمنی کار: بعد از اینکه دیوان عالی آمریکا، در سال 1911 کارفرما را موظف به جبران خسارت ناشی از کارکرد، ایمنی محیط کار، مسأله پراهمیتی شد. بعلاوه قانون، کارفرما را مکلف به پرداخت هزینه مداوای کارگر و پرداخت دستمزد و مزایا تا زمان بهبودی و بازگشت او به کار نمود بنابراین طبیعی بود که در مقابل این تحولات و برای پیشگیری از پرداخت خسارات سنگین سازمان گروهی از متخصصان را در زمینه ایمنی محیط کار استخدام کند در واقع وظیفه تأمین ایمنی در سازمان را باید از اولین وظایف تخصصی اداره امور کارکنان دانست.

5ـ مسائل آموزشی و بهداشتی: همراه با متخصصان ایمنی، پای پزشکان و کارشناسان آموزشی نیز به سازمان بازگردید. عده‌ای معتقدند که پیدایش وظایف تخصصی در زمینه‌های ایمنی، پزشکی و آموزشی و همچنین پیدایش واحدی در سازمان با وظیفه تخصصی جذب و استخدام نیروهای شایسته و کارآمد همگی بازتاب قوانینی بود به موجب آن کارفرما مسئول جبران صدمات ناشی از کار می‌کرد. پس مشاهده می‌شد که 1) کارشناسان آموزشی وظیفه داشتند با آموزش روش صحیح انجام کار و بالا بردن دقت مخاطرات موجود را کاهش دهند. 2) کارشناسان جذب انتخاب و استخدام نیروی انسانی وظیفه داشتند با انتصاب افراد به مشاغلی که بیشترین توانایی و آمادگی را برای احراز آن داشتند حوادث را به حداقل برسانند. 3) پزشکان با توجه به وضعیت جسمی افراد تعیین کنند برای انجام دادن چه کاری مناسب هستند.


برچسب‌ها: پاسخ سوالات, مدیریت منابع انسانی, دکتر اسفندیار سعادت, فصل دوم تاریخچه پیدایش مدیریت منابع انسانی

مدیریت مشارکتی

مدیریت مشارکتی

ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﺸﺎﺭﻛﺘﻲ ﻳﻚ ﻧﮕﺮﺵ ﺟﺎﻣﻊ ﺑﺮﺍﻱ ﺟﻠﺐ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﻓﺮﺩﻱ ﻭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺑﻴﻦ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺍﺭﺷﺪ ﻭ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻣﺴﺘﻤﺮ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺑﻌﺎﺩ تلاش ﻣﻲ ﻛﻨﺪ. ﺑﻪ ﺑﻴﺎﻥ ﺩﻳﮕﺮ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﺸﺎﺭﻛﺘﻲ، ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻨﺎﺳﺐ، ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﻨﺎﺳﺐ، ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻛﺎﺭ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺍﺳﺖ.

از ﻣﻴﺎن اﻧﺒﻮه روش ﻫﺎي ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ، ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﺸﺎرﻛﺘﻲ ﻳﻜﻲ از روﻳﻜﺮدﻫﺎي ﻧﺴﺒﺘﺎً ﺟﺪﻳﺪ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺑﻪ رﺳﻤﻴﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﻦ اﻫﻤﻴﺖ ﻧﻴﺮوي اﻧﺴﺎﻧﻲ، ﺗﻼش ﻣﻲﻛﻨﺪ راه ﻜﺎرﻫﺎﻳﻲ ﺑـﺮاي ﺣـﻀﻮر ﻓﻌﺎﻻﻧـﻪ ﻛﻠﻴـﻪ اﻓﺮاد در ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎ ﺑﻴﺎﺑﺪ. اﻫﻤﻴﺖ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﺸﺎرﻛﺘﻲ ﺑﻪ ﺣﺪي اﺳﺖ ﻛـﻪ ﻋـﺪهاي از ﺻـﺎﺣﺒﻨﻈﺮان ﻣﻌﺘﻘﺪﻧـﺪ ﻧﻈﺎم ﺣﻜﻮﻣﺘﻲ آرﻣﺎﻧﻲ در ﺟﻬﺎن آﻳﻨﺪه ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﻣﺸﺎرﻛﺖ ﻛﻠﻴﻪ آﺣﺎد ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﻧﻪ ﻧﺨﺒﮕﺎن و ﺑﺮﮔﺰﻳﺪﮔﺎن آﻧﺎن ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ. در ﺷﻴﻮه ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﺸﺎرﻛﺘﻲ، ﻧﻈﺎم ﭘﻴﺸﻨﻬﺎد ﻫﺎ ﻳﻜﻲ از ﻣﻔﻴﺪﺗﺮﻳﻦ راﻫﻜﺎرﻫﺎﺋﻴﺴﺖ ﻛﻪ در آن ﻛﻠﻴﻪ ﻛﺎرﻛﻨﺎن اﻳﻦ اﻣﻜﺎن را ﻣﻲﻳﺎﺑﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ اراﺋﻪ ﻧﻈﺮات و ﭘﻴـﺸﻨﻬﺎدﻫﺎي ﺧـﻮد ﮔـﺎﻣﻲ در ﺟﻬـﺖ ارﺗﻘـﺎء ﻋﻤﻠﻜـﺮد ﺳﺎزﻣﺎن خویش ﺑﺮدارﻧﺪ.

اﻟﺒﺘﻪ اﻋﺘﻘﺎد و ﺑﺎور ﻣﺪﻳﺮان ارﺷﺪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﻈﺎم، ﭘﻴﺶ ﻧﻴﺎز ﻣﻬﻢ و اﺳﺎﺳﻲ اﺟﺮاي ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ آﻣﻴـﺰ آن ﺑـﻮده و ﺑـﻪ ﻋﻨﻮان اوﻟﻴﻦ ﻗﺪم در ﺟﻬﺖ ﭘﻴﺎده ﺳﺎزي ﻧﻈﺎم از اﻫﻤﻴﺖ و ﺣﺴﺎﺳﻴﺖ ﺑﺴﺰاﻳﻲ ﺑﺮﺧﻮردار ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ.

ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﻣﻮﺟﺐ ﻫﻤﺴﻮﻳﻲ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﻓﺮﺩﻱ ﻭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻻﺯﻡ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻛﺎﺭﮔﻴﺮﻱ ﺧﻼﻗﻴﺖ ﻫﺎ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﻤﻨﺪﻱ ﻫﺎﻱ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﻭ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺍﻧﮕﻴﺰﻩ ﺩﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﻲ ﺁﻭﺭﺩ. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ، ﻧﻈﺎﻡ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻫﺎ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻓﻀﺎﻱ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻭ ﭘﻮﻳﺎ ﺗﺮﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﻳﺎﺩﮔﻴﺮﻱ ﻭ ﺧﻼﻗﻴﺖ ﺩﺭ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻛﻨﺪ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺍﻳﻦ ﻧﻈﺎﻡ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺳﺎﺯ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﻭ ﺑﻪ ﻛﺎﺭﮔﻴﺮﻱ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺪﻳﺮﺍﻥ ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﻳﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺳﻄﺢ ﻫﻤﻜﺎﺭﻱ ﻭ ﻫﻤﺪﻟﻲ ﺑﻴﻦ ﻣﺪﻳﺮﺍﻥ ﻭ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ.

ﺿﺮﻭﺭﺕ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻫﺎﻱ ﺍﻣﺮﻭﺯﻱ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﻛﺴﻴﮋﻥ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﺮﺍﻱ ﻳﻚ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﻧﻈﺎﻡ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺩﻳﺮ ﺑﺎﺯ ﺭﻳﺸﻪ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺎ ﻧﻴﺰ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺩﻭﻳﺴﺖ ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﺩﺭ ﺭﻭﻧﺪ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻧﻈﺎﻡﻫﺎﻱ ﺣﻜﻮﻣﺘﻲ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻱ ﻏﺮﺑﻲ مجددا احیا شد. ﻧﻈﺎﻡ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﺸﺎﺭﻛﺘﻲ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻧﻈﺎﻡﻫﺎﻱ ﻣﺪﻳﺮﻳﺘﻲ ﭘﻮﻳﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﻲ ﺩﺭ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺩﺭ ﻓﺮﺁﻳﻨﺪ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﻠﻲ ﺩﺍﺭﺩ. ﺍﻳﻦ ﻧﻈﺎﻡ ﻣﺪﻳﺮﻳﺘﻲ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻳﻚ ﻧﻈﺎﻡ ﻣﻄﻠﻮﺏ ﻭ ﻛﺎﺭﺁﻣﺪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﻧﻈﺮﻱ ﻭ ﻫﻢ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﻋﻤﻠﻲ ﺁﺯﻣﻮﻥ ﻫﺎﻱ ﻣﻮﻓﻖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮔﺬﺍﺭﻧﻴﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﻢ ﺍﻛﻨﻮﻥ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭ ﻫﺎﻱ ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﻧﻴﺰ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻱ ﺩﺭﺣﺎﻝ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻛﺎﻣﻼً ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﻣﻨﺎﺳﺒﻲ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ. 

ﭘﮋﻭﻫﺶﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﺩﺭ ﻛﺎﺭﮔﺮﺩﺍﻧﻲ ﻛﺎﺭ ﻫﺎ، ﺭﻭﺣﻴﻪ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﻴﺮﻭﻣﻨﺪ ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﻛﺮﺕ ﻟﻮﻳﻦ ﻣﺸﺨﺺ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﻫﺮﮔﺎﻩ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﻛﺎﺭﮔﺮﺩﺍﻧﻲ ﻛﺎﺭﻫﺎ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﻭ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﮔﻲ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺩﮔﺮﮔﻮﻥ ﺳﺎﺯﻱ ﻭ ﻧﻮ ﺳﺎﺯﻱ ﻭ ﻧﻮ ﺁﻓﺮﻳﻨﻲ ﻛﺎﻫﺶ ﻣﻲ ﻳﺎﺑﺪ ﻭ ﺭﺍﻩ ﺳﺎﺯﮔﺎﺭﻱ ﭘﻴﺶ ﻣﻲﮔﻴﺮﻧﺪ.

ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ، ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﻲ ﻭ ﻧﻈﺎﺭﺕ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻴﺎﺯ ﺭﺍ ﻛﺎﻫﺶ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ، ﺑﺮﺩﺑﺎﺭﻱ ﻭ ﺷﻜﻴﺒﺎﻳﻲ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺩﻟﺴﻮﺯﻱ ﺑﻴﺸﺘﺮی ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﻲ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﭘﺪﻳﺪﺁﻣﺪﻥ ﻓﻀﺎﻱ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﺩﻝ ﭘﺬﻳﺮ کمک می نماید.

ﺑﺮﺭﺳﻲﻫﺎﻱ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺧﺘﻲ نیز ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻲﺩﻫﺪ که ﻫﺮﮔﺎﻩ ﻣﺮﺩﻡ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﻴﺎﻥ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﺑﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺗﺼﻤﻴﻤﻲ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺛﺮ ﻣﻲﮔﺬﺍﺭﺩ ﺷﺮﻳﻚ ﺷﻮﻧﺪ، ﻧﻮ ﺁﻓﺮﻳﻨﻲ ﻭ ﺁﻓﺮﻳﻨﻨﺪﮔﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮﻱ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻲ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮﻱ ﻣﻲﭘﺬﻳﺮﻧﺪ.

ﺍﻫﺪﺍﻑ ﻭ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﺸﺎﺭﻛﺘﻲ 

ﺩﺭ ﻳﻚ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﺑﻨﺪﻱ ﺍﻭﻟﻴﻪ، ﺩﻭ ﻫﺪﻑ ﻛﻠﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﻧﻈﺎﻡ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻫﺎ ﻣﺘﺼﻮﺭ ﺍﺳﺖ:

1) ﺍﺭﺝ ﻧﻬﺎﺩﻥ ﺑﻪ ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺎﻱ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﻭ ﺑﻪ ﻳﺎﺭﻱ ﻃﻠﺒﻴﺪﻥ ﺍﻓﺮﺍﺩﻱ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﻮﻋﻲ ﺑﺎ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

2) ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻛﻤﻚ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ.

ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺁﻫﻨﮓ ﺳﺮﻳﻊ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﻛﻪ ﺗﺄﺧﻴﺮ ﺩﺭ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﺁﻥ، ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﮔﺮﺍﻥ ﻭ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺁﻓﺮﻳﻦ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﮔﺮ ﺑﺘﻮﺍﻧﻴﻢ ﺗﻔﻜﺮ ﺭﺍ ﻣﺘﺤﻮﻝ ﻛﻨﻴﻢ، ﺩﺭ ﻋﻤﻞ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﻴﻢ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﻳﻦ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ، ﻭﺍﻛﻨﺶ ﺳﺮﻳﻊ ﻭ ﺍﻧﻌﻄﺎﻑ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ. ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﺗﻮﺍﻧﻤﻨﺪ ﺷﺪﻥ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ. ﻫﻤﻔﻜﺮﻱ ﻭ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﻭ ﻣﺸﺘﺮﻳﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻭ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻣﺴﺘﻤﺮ ﺩﺭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺑﺎ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﺳﺎﺯﻱ ﻧﻈﺎﻡ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﺟﺮﺍﺳﺖ.

ﺩﺭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺑﻨﮕﺎﻩ ﻫﺎﻱ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ، ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺍﺻﻞ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻫﺮ ﻛﺎﺭﻱ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻳﻚ ﺭﺍﻩ ﺑﻬﺘﺮ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ، ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺑﺮﻭﺯ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻔﻲ ﺩﺭ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻫﺮ ﻓﺮﺁﻳﻨﺪ ﻛﺎﺭﻱ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ، ﻛﻪ ﻫﺮ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﺧﻮﺏ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻓﺮﺁﻳﻨﺪﻱ ﺭﺍ ﻛﺎﻣﻞ ﻭ ﺗﺴﺮﻳﻊ ﻛﻨﺪ ﻭ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ ﻣﺴﻴﺮ ﺭﺷﺪ ﻭ ﺗﻌﺎﻟﻲ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻫﺎ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﻧﻈﺎﻡ ﻣﻨﺪ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺗﻌﻠﻖ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﻣﻘﺪﻭﺭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ.

ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻫﺎﻱ ﭘﻴﺸﺮﻭ ﺁﻧﻬﺎﻳﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻣﺤﻴﻂ ﺧﻼﻕ، ﺗﺮﺱ ﻭ ﺩﻟﻬﺮﻩ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺍﻳﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺗﺤﻮﻝ ﺁﻓﺮﻳﻦ ﺍﺯ ﺑﻴﻦ ﺑﺒﺮﻧﺪ ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﻩ ﺗﺮﻏﻴﺐ ﻛﻨﻨﺪ. ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﻓﻜﺮ ﻭ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﻧﻴﺮﻭﻱ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺗﺎﺭ ﻭ ﭘﻮﺩﻫﺎﻱ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻜﻞ ﺩﻫﻲ ﻭ ﺣﻔﻆ ﺁﻥ ﻻﺯﻡ ﻭ ﺿﺮﻭﺭﻱ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﻮﺍﺩ ﺍﻭﻟﻴﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﺄﻣﻴﻦ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﺣﻔﻆ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎﻱ ﺭﻗﺎﺑﺘﻲ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﻄﺮﺡ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻫﺎ ﺣﺎﻛﻤﻴﺖ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﻴﻦ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﻭ ﻣﺪﻳﺮﺍﻥ ﺁﻥ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻗﺪﺍﻣﻲ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺩﺭﺟﻬﺖ ﻫﻢ ﺍﻧﺪﻳﺸﻲ ﺗﻔﻜﺮ ﻫﺎﻱ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﺳﺖ.

چیستی نظام پیشنهاد ها

پيشنهاد، پيش نهادن ايده داوطلبانه اي را مي گويند كه تغيير خوبي در سازمان به وجود آورد و يا روشي جديد براي حل مساله پيشنهاد نمايد.

کلمه suggest در لغت به معني اظهار عقيده و پيشنهاد كردن می باشد و suggestion system به معني نظام پيشنهادها در مباحث مديريت مشاركتي بــكار رفته است.

تعریف علمی نظام پیشنهادات ﺟﻤﻊ آوري ﻧﻈﺮات و ﭘﻴﺸﻨﻬﺎدﻫﺎي ﻛﺎرﻛﻨـﺎن ﺟﻬـﺖ ﺑﻬﺒـﻮد ﻓﺮآﻳﻨـﺪ و ارﺗﻘـﺎء ﺑﻬﺮه وري ﺑﻪ ﺻﻮرﺗﻲ ﻧﻈﺎم ﻳﺎﻓﺘﻪ می باشد.

ﻧﻈﺎﻡ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎ ﺑﺮ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺩﺍﻣﻨﻪ ﺩﺭﮔﻴﺮﻱ ﺫﻫﻨﻲ ﻭ ﻓﻜﺮﻱ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭﻱ ﻛﻪ ﺑر ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺛﺮ ﻣﺴﺘﻘﻴﻤﻲ ﺩﺍﺭﺩ، ﺗﺄﻛﻴﺪ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻭ ﺷﻤﺎﺭ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﭘﺮﺳﻨﻞ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻓﺮﺁﻳﻨﺪ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺳﺘﺪ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻮﺍﻧﻤﻨﺪﻱ ﻫﺎﻱ ﺫﻫﻨﻲ ﻭ ﻓﻜﺮﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﺍﻣﻮﺭ ﺑﻬﺮﻩ ﻣﻲﮔﻴﺮﺩ.

ﻧﻈﺎﻡ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎ ﺻﺎﺣﺒﺎﻥ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪﻫﺎﻱ ﺳﺎﺯﻧﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺷﻐﻞ ﻭ ﻣﻘﺎﻡ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪﻃﻮﺭ ﻳﻜﺴﺎﻥ ﭘﺬﻳﺮﺍ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮﻱ ﻭ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻴﭻ ﻭﺟﻪ ﺗﻀﻌﻴﻒ ﻭ ﻳﺎ ﻣﺨﺪﻭﺵ ﻧﻤﻲﻛﻨﺪ. ﺑﻪ ﻋﻼﻭﻩ ﺯﻣﻴﻨﻪﻫﺎﻱ ﻻﺯﻡ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻣﺎﺩﻱ ﻭ ﻣﻌﻨﻮﻱ  ﭘﺮﺳﻨﻞ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺒﺎﻝ ﻋﺮﺿﻪ ﻛﺮﺩﻥ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪﻫﺎﻱ ﺳﺎﺯﻧﺪﻩ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﻲﻛﻨﺪ.

ﺍﻳﻦ ﻧﻈﺎﻡ ﺑﺮ ﻫﻤﻜﺎﺭﻱ ﻭ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﺩﺍﻭﻃﻠﺒﺎﻧﻪ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﻲﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﺯ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﻫﺎ، ﻧﻈﺮﻳﺎﺕ ﻭ ﺍﺑﺘﻜﺎﺭﺍﺕ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺣﻞ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻭ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻛﻨﺪ. ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻣﻲ ﻧﻈﺎﻡ ﻫﺎﻱ ﺍﻧﮕﻴﺰﺷﻲ ﻛﻪ ﻣﻮﺟﺒﺎﺕ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺭﺿﺎﻳﺘﻤﻨﺪﻱ ﭘﺮﺳﻨﻞ را ﻓﺮﺍﻫﻢ می نمایند، ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻧﻴﺰ ﻣﺪﻧﻈﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺗﻮﺟﻪ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻏﻴﺮ ﺍﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﺍﺯ ﻣﺴﻴﺮ ﺍﺻﻠﻲ ﻭ ﺭﺍﻩ ﺩﺭﺳﺖ ﺧﺎﺭﺝ ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﺷﺪ، ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺭﻭ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻛﻴﻔﻴﺖ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻫﺎﻱ ﻣﻄﺮح  ﺷﺪﻩ نیز ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﭘﺮﺳﻨﻞ ﺍﻣﺮﻱ ﺿﺮﻭﺭﻱ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺷﻮﺩ.

ﻧﻈــﺎﻡ ﭘﻴﺸــﻨﻬﺎﺩ ﻫﺎ، ﺗﻜﻨﻴﻜــﻲ ﺍﺳــﺖ ﻛــﻪ ﻣﻲﺗــﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﻓﻜــﺮ ﻭ ﺍﻧﺪﻳﺸــﻪ ﻫﺎﻱ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺴــﺄﻟﻪ ﻳﺎﺑﻲ، ﭼﺎﺭﻩ ﺟﻮﻳﻲ، ﺣﻞ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻭ ﻣﺸــﻜﻼﺕ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﺑﻬﺮﻩ ﺟﺴﺖ، ﺑﺮ ﺍﺳــﺎﺱ ﺍﻳﻦ ﻧﻈﺎﻡ ﻛﻠﻴﻪ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺍﺯ ﻋﺎﻟﻲ ﺗﺮﻳﻦ ﺭﺩﻩ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﺗﺎ ﭘﺎﻳﻴﻦﺗﺮﻳﻦ ﺳﻄﺢ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎ، ﺍﻳﺪﻩﻫﺎ، ﺍﺑﺘﻜﺎﺭﺍﺕ ﻭ ﻧﻈﺮﺍﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﻓﻊ ﻧﺎﺭﺳﺎﻳﻲ ﻫﺎﻱ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺭﻭﻧﺪ ﻛﺎﺭﻱ ﻭ ﻳﺎ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﺭﻭﺵﻫﺎﻱ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻛﺎﺭ ﻭ ﻳﺎ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻛﻴﻔﻴﺖ خدمات ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺩﻫﻨﺪ.

ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻧﻈﺎﻡ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎ ﻓﻘﻂ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﻧﻴﺴﺖ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺑﻴﺎﻥ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﻧﻤﻲﺷﻮﺩ، ﺑﻠﻜﻪ ﺭﺍﻩ ﺣﻞ ﻫﺎﻱ ﺭﻓﻊ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﻧﻴﺰ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻣﻲﺷــﻮﺩ، ﺍﺯ ﺍﻳــﻦ ﻃﺮﻳﻖ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﻨــﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺍﻣﻮﺭ ﻭ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫــﺎﻱ ﺳــﺎﺯﻣﺎﻥ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻧــﺪ ﻭ ﭘﻴﺸــﻨﻬﺎﺩﻫﺎﻱ ﺍﺻﻼﺣﻲ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ ﻓﺮﺁﻳﻨﺪﻱ ﻣﺸـﺨﺺ ﺗﺪﻭﻳﻦ ﻭ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻛﻨﻨﺪ.

ﺍﺳﺘﻘﺮﺍﺭ ﻧﻈﺎﻡ ﭘﺬﻳﺮﺵ ﻭ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺗﻮﺟﻪ ﻭ ﺣﺴﺎﺳﻴﺖ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻓﺮﺁﻳﻨﺪﻫﺎﻱ ﻛﺎﺭ ﺑﻴﺸــﺘﺮ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ، ﺧﻼﻗﻴﺖ ﻭ ﺭﻭﺣﻴﻪ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ، ﺭﺍﻫﻜﺎﺭﻫﺎﻱ ﻋﻤﻠﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺣﻞ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻭ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﭘﻴﺪﺍ ﻣﻲﺷﻮﺩ.

به عبارتی دیگر:

- نظام پيشنهادها نظام فردي خلاقيت و بهبود مستمر مي باشد و از طريق آن، كاركنان تشويق مي شوند كه به محيط و فرآيند ها ي كار خود توجهي خاص داشته باشند، مسايل شغلي و سازماني را بيابند و از طريق چاره جويي براي مسايل و اجراي راه حل هاي يافت شده در درجه نخست كار خود و سپس امور سازمان را بهبود بخشند.

- نظام پيشنهادها صاحبان انديشه هاي سازنده را بدون درنظرگرفتن شغل و مقام آنها بطور يكسان پذيرا مي‏باشد و علاوه بر اين كه قدرت تصميم گيري و مسئوليت مديريت را به هيچ وجه تضعيف ويا مخدوش نمي كند زمينه هاي لازم براي تشويق مادي و معنوي پرسنل را درقبال عرضه كردن انديشه هاي سازنده فراهم مي نمايد تا ازخلاقيت و پويايي تفكر انسانها براي رشد و توسعه استفاده مطلوب به عمل آيد.

- نظام پيشنهادها ابزاري كارآمد براي استقرار روحيه مشكل يابي و بهبود طلبي در كاركنان و مبارزه با روحيه خمودگي و بي تفاوتي كاركنان است.

- نظام پيشنهادها نظامی برای ثبت و گسترش فرصت های بهبود در سازمانها می باشد.

فلسفه استفاده از نظام پیشنهاد ها

آﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﻧﻈﺎﻡ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺁﺭﻣﺎﻧﻲ ﻭ ﺩﺭ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺑﻛﺎﺭﮔﻴﺮﻱ ﺁﻥ ﻣﻄﺮﺡ ﺍﺳﺖ، ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺗﻮﺍﻥ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻫﺎﻱ ﻣﺘﻐﻴﺮ ﻣﺼﺮﻑ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ ﻳﺎ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺍﺭﺝ ﻧﻬﺎﺩﻥ ﺑﻪ ﻓﻀﺎﻳﻞ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ ﻫﺎﻱ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭ ﻫﻤﺴﻮ ﻛﺮﺩﻥ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﻳﺖ ﺑﻛﺎﺭﮔﻴﺮﻱ ﺻﺤﻴﺢ ﺗﺠﺮﺑﻪ، ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ، ﺁﺭﺍ ﻭ ﻋﻘﺎﻳﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺭﺩﻩ ﺷﻐﻠﻲ ﻭ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺑﺨﺶ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻛﻠﻲ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺑﻪ ﻛﺎﺭﮔﻴﺮﻱ ﻧﻈﺎﻡ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﻲﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺯﻳﺮ ﺑﻴﺎﻥ ﻛﺮﺩ:

- ﺍﺭﺝ ﻧﻬﺎﺩﻥ ﺑﻪ ﻓﻀﺎﻳﻞ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲﻫﺎﻱ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﺎ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﻛﺎﺭﻱ،

- ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺣﺲ ﺗﻌﻠﻖ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﺩﺭ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ،

- ﻫﻤﺴﻮ ﻛﺮﺩﻥ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ،

- ﺍﺷﺎﻋﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺸﺎﺭﻛﺘﻲ ﻭ ﻫﻤﻜﺎﺭﻱ ﺟﻤﻌﻲ ﺩﺭﺣﻞ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﻭ بهبود روابط کاری و رفتار سازمانی

- ابزاری برای آغاز تغییر از من توسط هر کس

- ابزاری به منظور زدودن عادات فرد از تکرار روش های قدیمی

- نظامی برای فعال نمودن توان فکری و خلاقیت فرد در ایجاد بهبود های مستمر در کار های مربوط به خود

ﻣﺒﺎﻧﻲ (ﺗﻮﺟﻴﻬﺎت) ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ، ﻋﻠﻤﻲ، ﻣﻨﻄﻘﻲ، ﻋﻘﻠﻲ و ﺗﺠﺮبی

1. ﻣﺼﻮﺑﻪ ﺷﻤﺎره 13/430.ط ﻣـﻮرخ 1379/12/15 ﺷـﻮراي ﻋـﺎﻟﻲ اداري، ﻣﻮﺿـﻮع ﻃـﺮح اﺳـﺘﻘﺮار «ﻧﻈﺎم ﭘﺬﻳﺮش و ﺑﺮرﺳﻲ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎدﻫﺎ» در ﻛﻠﻴﻪ وزارﺗﺨﺎﻧﻪﻫﺎ، ﻣﺆﺳﺴﻪﻫﺎ، ﺷﺮﻛﺘﻬﺎ و ﺑﺎﻧﻚ ﻫﺎي دوﻟﺘـﻲ و دﺳﺘﻮراﻟﻌﻤﻞ ﺻﺎدره از ﻃﺮف ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰي در اﻳﻦ ﺧﺼﻮص

2. الزامات ﻗﺎﻧﻮﻧﻲ ﻣﻮﺟﻮد در زﻣﻴﻨﻪ ﺗﺤﻮل و اﺻﻼح ﻧﻈﺎم اداري

3. ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻛﻴﻔﻴﺖ ﺟﺎﻣﻊ (TQM) ﻛﻪ ﻣﺸﺎرﻛﺖ، ﺟﺰء ﻻﻳﻨﻔﻚ اﻳﻦ ﺷﻴﻮه ﻣﺪﻳﺮﻳﺘﻲ ﻣﺤﺴﻮب ﻣﻲ ﮔﺮدد و در ﭼﻨﺪ دﻫﻪ اﺧﻴﺮ، اﻳﻦ رﺷﺘﻪ ﮔﺴﺘﺮش زﻳﺎدي ﻫﻢ در ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﺟﺪﻳـﺪ و ﻫﻢ در اﺑﺪاع و ﺑﻜﺎرﮔﻴﺮي اﺑﺰارﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺪﻳﺮﻳﺘﻲ، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰي و آﻣﺎري، ﭘﻴﺪا ﻛﺮده اﺳﺖ.

4. اﺻﻮل ﻋﻘﻠﻲ و ﻋﻠﻤﻲ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ، ﺑﺮاي اﻳﺠﺎد اﻧﮕﻴﺰه ﻛﺎﻓﻲ در ﻛﺎرﻛﻨﺎن، ﺗﻘﻮﻳﺖ ارﺗﺒﺎﻃـﺎت و اﻳﺠـﺎد ﺣﺲ اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻴﻦ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ و ﻛﺎرﻛﻨﺎن و ﻓﺮاﻫﻢ ﻧﻤﻮدن زﻣﻴﻨﻪﻫﺎي ﻻزم ﺑـﺮاي ﺑـﺮوز ﺧﻼﻗﻴـﺖ ﻫـﺎ و ﻧﻮآوري ﻫﺎ و اﺑﺘﻜﺎرات ﻛﺎرﻛﻨﺎن، اﺳﺘﻘﺮار ﻧﻈﺎم ﭘﻴﺸﻨﻬﺎدﻫﺎ را اﻗﺘﻀﺎء ﻧﻤﻮده و ﺗﺠﻮﻳﺰ ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﺪ.

5. ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﻮﻓﻖ اﻳﻦ ﻧﻈﺎم در ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻧﻈﻴﺮ آﻣﺮﻳﻜﺎ، ژاﭘﻦ، اﻧﮕﻠﺴﺘﺎن و ﺳﻮﺋﺪ، ﺑﻄﻮري ﻛﻪ ﭘﻴﺎﻣﺪﻫﺎي ﻣﺜﺒﺖ اﺟﺮاﻳﻲ اﻳﻦ ﻧﻈﺎم ﺑﻌﻨﻮان ﻣﺜﺎل در ﻛﺸﻮر ژاﭘﻦ ﻃﺒﻖ آﻣﺎر ﻣﻨﺘﺸﺮه ﺗﻮﺳـﻂ ﻣﺮﻛـﺰ ﺑﻬﺮه وري ﻣﻠﻲ ژاﭘﻦ ﺑﺴﻴﺎر ﭼﺸﻤﮕﻴﺮ ﺑﻮده و ﺗﻨﻬﺎ در ﺳﺎل ﻣﺎﻟﻲ 1987 ﺑـﻪ ﻣﻴـﺰان 387.68 ﻣﻴﻠﻴـﺎرد ﻳﻦ ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﻳﻲ اﻗﺘﺼﺎدي ﺑﺪﻧﺒﺎل داﺷﺘﻪ اﺳﺖ.

6. اﻗﺘﻀﺎﺋﺎت ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻧﻴﺰ ﻧﻈﺎم ﭘﻴﺸﻨﻬﺎدﻫﺎ را ﺗﺄﻳﻴﺪ و ﺗﻮﺟﻴﻪ ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﺑﻮذرﺟﻤﻬﺮ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ «ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ را ﻫﻤﮕﺎن داﻧﻨﺪ» ﻳﺎ اﻳﻨﻜﻪ ﻳﻚ ﺿﺮب اﻟﻤﺜﻞ ﻗﺪﻳﻤﻲ ﻣﻲﮔﻮﻳﺪ «ﻫﺮ ﺳﺮي ﻳﻚ ﻋﻘﻠﻲ دارد»

کایزن و نظام پیشنهاد ها

کایزن (KAIZEN)  ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻲ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻣﺴﺘﻤﺮ ﻭ ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ، ﺗﻮﺍﻡ ﺑﺎ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﻫﻤﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻳﺎ ﺷﺮﻛﺖ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻳﻚ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻓﺮﺍﮔﻴﺮ ﻋﺮﺻﻪ ﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ، ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻭ ﭘﮋﻭﻫﺶ ﻭ ﻛﺎﺭ ﻭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻛﻠﻴﻪ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻓﺮﺩﻱ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺩﺭ ﺑﺮ ﮔﻴﺮﺩ.

ﺩﺭ ﭼﻨﻴﻦ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ کارمند ﺍﺯ ﻣﺪﻳﺮ ﺧﻮﺩ ﻣﻲ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﻭ ﻣﺪﻳﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﺪﻩﻫﺎ، ﺁﺭﺍ، ﺍﻓﻜﺎﺭ ﻭ ﻧﻈﺮﺍﺕ کارمند ﺧﻮﺩ ﺑﻬﺮﻩ ﻣﻲ ﺟﻮﻳﺪ. ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻣﺤﺘﻮﺍﻱ ﻧﻈﺮﻱ ﻭ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻓﻠﺴﻔﻲ ﻛﺎﻳﺰﻥ:

- ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻣﺴﺘﻤﺮ

- ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﻭ ﺗﻼﺵ ﮔﺮﻭﻫﻲ

- ﺗﺤﻮﻝ ﺩﺍﻳﻤﻲ ﻭ

- ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﺳﺖ.

ﻛﺎﻳﺰﻥ ﺗﺮﻛﻴﺒﻲ ﺩﻭ ﻛﻠﻤﻪﺍﻱ ﺍﺯ ﻳﻚ ﻣﻔﻬﻮﻡ ژﺍﭘﻨﻲ ﺍﺳﺖ. ﻛﺎﻳﺰﻥ ﺍﺯ ﺩﻭ ﻭﺍژﻩ KAIZEN ﺗﺸﻜﻴﻞﺷﺪﻩ ﻛﻪ KAI ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻭ ZEN  ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﻛﺎﻳﺰﻥ ﺭﺍ ﻣﻲﺗﻮﺍﻥ ﺍﻳﻨﮕﻮﻧﻪ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﺮﺩ: ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺑﻬﺘﺮ ﺷﺪﻥ ﻳﺎ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻣﺴﺘﻤﺮ ﻭ ﺗﺪﺭﻳﺠﻲ.

ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻛﺎﻳﺰﻥ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﺩﺭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻻﺯﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﺍﻧﻔﺠﺎﺭﻱ ﻳﺎ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﻲ ﺑﺎﺷﻴﻢ، ﺑﻠﻜﻪ ﻫﺮ ﻧﻮﻉ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻳﺎ ﺍﺻﻼﺡ ﺑﻪ ﺷﺮﻁ ﺁﻧﻜﻪ ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ ﻭ ﻣﺪﺍﻭﻡ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﺭﺗﻘﺎﻱ ﺑﻬﺮﻩ ﻭﺭﻱ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥﻫﺎ  ﺑﻪ ﺍﺭﻣﻐﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻭﺭﺩ.

ﻛﺎﻳﺰﻥ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻼﺵ ﻣﺪﺍﻭﻡ ﺩﺭﺟﻬﺖ ﺣﻔﻆ ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩ ﺍﺳﺖ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺭﺗﻘﺎﻱ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮﺩ. ﺍﺳﺘﺮﺍﺗﮋﻱ ﻛﺎﻳﺰﻥ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺑﺎﻭﺭ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩ ﻫﺎ طبیعتا ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺁﺯﻣﺎﻳﺸﻲ ﺗﺪﻭﻳﻦ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﻴﻮﻩ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﻋﻢ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺷﻐﻠﻲ، ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﮔﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻳﺎﺑﺪ، ﭘﻴﺎﻡ ﺍﺳﺘﺮﺍﺗﮋﻱ ﻛﺎﻳﺰﻥ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺧﻼﺻﻪ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺣﺘﻲ ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻧﻮﻋﻲ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﺩﺭ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺑﺨﺶﻫﺎﻱ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻳﺎ ﺷﺮﻛﺖ ﺳﭙﺮﻱ ﻧﻤﻮﺩ، ﺯﻳﺮﺍ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻳﻚ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺑﺎﺯ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺎﻳﺪ ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ ﺩﺭﺣﺎﻝ ﺗﺤﻮﻝ ﺑﺎﺷﺪ.

 

 

ویژگی های یک نظام پیشنهادی موفق

ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻧﻈﺎﻡ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎ ﻣﻮﻓﻖ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺣﻀﻮﺭ ﻭ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﻓﻌﺎﻝ ﺗﻤﺎﻣﻲ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻫﺎ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺳﺎﺯﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺷﻜﻠﻲ ﻃﺮﺡ ﺭﻳﺰﻱ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﺳﻮﺍﺩ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﻭ ﻳﺎ ﺭﺩﻩ ﺷﻐﻠﻲ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺎﻧﻌﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﺮﻛﺖ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻧﺒﺎﺷﺪ.

ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻛﻠﻲ ﻭﻳﮋﮔﻲﻫﺎﻱ ﻳﻚ ﻧﻈﺎﻡ ﻣﻮﻓﻖ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﻲﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﻳﺮ ﺑﻴﺎﻥ ﻧﻤﻮﺩ:

- ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﻓﻌﺎﻝ ﻛﻠﻴﻪ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ

- ﺳﻬﻮﻟﺖ ﺩﺭ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻭ ﺛﺒﺖ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ

- ﺳﻬﻮﻟﺖ ﺭﻭﺵﻫﺎﻱ ﺍﺭﺯﻳﺎﺑﻲ ﻭ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﻫﺎ

- ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺁﻳﻴﻦ ﻧﺎﻣﻪﻫﺎ  ﻭ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺍﻟﻌﻤﻞﻫﺎﻱ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺟﻮﺍﻳﺰ

- ﺟﻬﺖﺩﻫﻲ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎﻱ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻫﺎﻱ ﮔﺮﻭﻫﻲ

- ﻛﻢ ﺑﻮﺩﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺍﺭﺯﻳﺎﺑﻲ ﻭ ﺩﺍﺩﻥ ﺟﻮﺍﺏ ﺑﻪ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ

- ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﺩﻫﻨﺪﮔﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﺟﺮﺍﻱ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎ.

موضوع یشنهاد ها و دامنه آنها

ﻛﻠﻴﻪ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺯﻣﻴﻨﻪﺍﻱ ﺩﺭ ﻣﺤﺪﻭﺩﻩ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖﻫﺎﻱ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻛﻨﻨﺪ. ﺍﻣﺎ بهترین ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﻳﻚ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﺧﻮﺏ، ﻣﺤﺪﻭﺩﻩ ﺗﺨﺼﺼﻲ ﻫﺮ ﻓﺮﺩ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ.

نحوه پیاده سازی صحیح نظام پیشنهاد ها

ﭘﻴﺎﺩﻩ ﺳﺎﺯﻱ ﺑﻬﻴﻨﻪ ﻧﻈﺎﻡ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻫﺎ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﻭﻫﻠﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﻪ ﺷﺨﺺ ﻣﺘﻮﻟﻲ ﻭ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺁﻥ ﻳﻌﻨﻲ ﻣﺪﻳﺮ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺑﺎﺯ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﺩ. ﺑﻨﺎﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﺪﻳﺮﺍﻥ ﻣﺘﺨﺼﺺ ﻭ ﺑﺎ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻛﻪ ﺍﻧﺮژﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﺯﻱ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﻛﻨﻨﺪ، ﻗﻄﻌﺎً ﺍﻭﻟﻴﻦ ﻭ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﻳﻦ ﮔﺎﻡ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮﺍﻱ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﺳﺎﺯﻱ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﻈﺎﻡ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎ می باشد.

ﺍﺯ ﻃﺮﻓﻲ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﺸﺎﺭﻛﺘﻲ ﺣﺎﻛﻲ ﺍﺯ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﺗﻤﺎﻣﻲ ﭘﺮﺳﻨﻞ ﺩﺭ ﻭﻇﺎﻳﻒ ﺧﺎﺹ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺍﺳﺖ ﭼﺮﺍ ﻛﻪ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﻳﻦ ﻭﻇﻴﻔﻪ ﻣﺪﻳﺮ، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﻳﺰﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺟﻮﻫﺮ ﺁﻥ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮﻱ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻻﺯﻣﻪ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮﻱ ﻧﻴﺰ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﻭ ﻫﻤﻔﻜﺮﻱ ﺍﺳﺖ.

نمونه موفق: ژاپن

ﺷﺮﻛﺖ ﺗﻮﻳﻮﺗﺎﻱ ژﺍﭘﻦ ﻇﺮﻑ 40 ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺘﻪ  ﺭﻗﻤﻲ ﻣﻌﺎﺩﻝ 20 ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ؛ ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺩﻳﮕﺮ ﻣﺘﻮﺳﻂ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻫﺮ ﻛﺎﺭﻣﻨﺪ ﺩﺭ ﺗﻮﻳﻮﺗﺎ ﺑﺮﺍﺑﺮ 50 ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ (ﺗﻘﺮﻳﺒﺎً ﻫﺮ ﻫﻔﺘﻪ   ﻳﻜﻲ) ﺍﺳﺖ. ﺍﻳﻦ ﺍﻣﺮ ﺳﺒﺐ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ ﺳﻬﻢ  ﺻﺎﺩﺭﺍﺗﻲ ﺍﻳﻦ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺳﻴﺮ ﺻﻌﻮﺩﻱ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﻪ ﻃﻮﺭﻱ ﻛﻪ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﻳﻚ ﻓﺼﻞ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ ﺣﺪﻭﺩ 6.5 ﺩﺭﺻﺪ ﺭﺷﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺷﺮﻛﺖ ﺧﻮﺩﺭﻭ ﺳﺎﺯﻱ ﻧﻴﺴﺎﻥ ﺭﺷﺪﻱ ﻣﻌﺎﺩﻝ 1.3 ﺩﺭﺻﺪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﻄﺢ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺧﻮﺩ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﻮﻧﺪﺍ ﺣﺪﻭﺩ 2.8 ﺩﺭﺻﺪ ﺭﺷﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﺍﻳﻦ ﺁﻣﺎﺭ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﭘﻴﺪﺍ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺪﺍﻧﻴﻢ ژﺍﭘﻦ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺧﻮﺩﺭﻭﻱ ﺟﻬﺎﻥ ﻧﻘﺶ ﺍﺳﺎﺳﻰ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩﺭﻭ ﺳﺎﺯﻱ ﺩﺭ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﻳﺰﻱ ﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺭﻭﻱ ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻭ ﺳﻄﺢ ﺗﻘﺎﺿﺎﻱ ﺁﻥ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ.

ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻟﻮﺍﺯﻡ ﺑﺮﻗﻲ، ﺭﺍﻳﺎﻧﻪ، ﻧﻴﻤﻪ ﺭﺳﺎﻧﺎ ﻫﺎ ﻭ ﺍﺑﺰﺍﺭ ﻫﺎﻱ ﺻﻨﻌﺘﻲ ﻧﻴﺰ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎﻱ ژﺍﭘﻨﻲ ﻛﻤﺎ ﺑﻴﺶ در ﻋﺮﺻﻪ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻮﺩﻧﺪ.

ﺍﻳﻦ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺗﻮﺳﻂ «ﻭﻳﻠﻴﺎﻡ ﺍﻭﭼﻲ» بنیانگذار «ﺗﺌﻮﺭﻱ z» در سال 1981 ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﻳﺮ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ:

ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺧﺪﻣﺖ، ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺻﻤﻴﻤﺖ ﻭ ﺗﻔﺎﻫﻢ ﻋﻤﻴﻖ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎ، ﺍﺷﺘﺮﺍﻙ ﻣﺴﺎﻋﻲ ﺩﺭ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮﻱ، ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺭﻱ  ﺍﺯ ﻛﻨﺘﺮﻝ ﻧﻈﺎﺭﺕ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﺍﻋﻀﺎﻱ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺳﺒﺐ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﺻﺎﺩﻗﺎﻧﻪ ﻫﻤﻪ ﻧﻴﺮﻭﻱ ﻓﻜﺮﻱ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ ﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺑﺎﺯﺩﻫﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﮔﻴﺮﻧﺪ.

ﺑﻪ ﻋﻘﻴﺪﻩ ﻭﻳﻠﻴﺎﻡ ﺍﻭﭼﻲ، ﺗﻠﻔﻴﻖ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻫﺎﻱ ﻣﺪﻳﺮﻳﺘﻲ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲ ﻭ ژﺍﭘﻨﻲ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺍﻱ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﺿﻤﻦ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺧﺼﻮﺻﻴﺎﺕ ﻫﺮﻳﻚ، ﺩﺭ ﻣﺠﻤﻮﻉ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺭﺍ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﻛﺎﺭ ﺁﻣﺪ ﺗﺮ ﻭ ﻣﻮﺛﺮ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ.

دلایل عدم توسعه نظام پیشنهاد ها

ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺩﻻﻳﻞ ﻣﻬﻢ ﻋﺪﻡ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻧﻈﺎﻡ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎ، ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺩﺭ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮﻱ ﻫﺎﻱ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﺩﺍﺩﻩ نشوند ﻭ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﻫﻢ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﻮﻧﺪ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ نشود.

ﺷﺎﻳﺪ ﺍﺯ ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ ﺩﻻﻳﻞ ﻋﺪﻡ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺍﺯ ﻧﻈﺎﻡ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎ ﻫﻤﻴﻦ ﺑﻲ ﺗﻮﺟﻬﻲ ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺍﺕ ﻭ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻫﺎﻱ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻛﺎﺭﻛﺮﺩ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﻳﻦ ﻧﻈﺎﻡ ﺩﺭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻫﺎ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﺎﻳﺪ ﻛﺎﺭ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﻴﺮﺩ ﺗﺎ ﺫﻫﻨﻴﺘﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻫﺎ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻳﺎﺑﺪ. ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﻋﻠﺖ ﺍﮔﺮ ﺍﻳﻦ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺩﺭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻣﺴﺘﻘﺮ ﺷﺪ، ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴم ﻛﻪ ﺍﺯ ﻓﺮﺩﺍﻱ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺟﺎﻱ ﺟﺎﻱ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺳﺮﺍﺯﻳﺮ ﺷﻮﺩ. بلکه ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻌﺘﺒﺮ ﺳﺎﺯﻱ ﻭ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻳﻚ ﺫﻫﻨﻴﺖ ﻣﺜﺒﺖ ﺗﻼﺵ ﻛﻨﻴم .

تقویت ﻧﻈﺎﻡ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎ ﺑﺎ ﺷﻌﺎﺭ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﭘﺬﻳﺮ ﻧﻤﻲﺑﺎﺷﺪ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﻋﻤﻼً نظام یشنهاد ها را تقویت ﻛﻨﻴم. ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻫﺎ ﻭ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺕ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﻴﻦ ﻛﺸﻮﺭ ﻫﺎﻱ ﺩﻧﻴﺎ، ژﺍﭘﻨﻲﻫﺎ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻧﻈﺎﻡ ﺑﻬﺘﺮ ﻭ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻛﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﻗﺴﻤﺘﻲ ﺍﺯ ﺭﺷﺪ ﻭ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺮﻫﻮﻥ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﺸﺎﺭﻛﺘﻲ ﻣﻲﺩﺍﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﻛﺜﺮ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎﻱ ژﺍﭘﻨﻲ ﺭﺍ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﻼﻗﻴﺖ ﻭ ﻧﻮ ﺁﻭﺭﻱ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻧﺶ، ﺑﻠﻜﻪ ﺑﻪ ﻧﻮﻉ ﻭ ﺷﻴﻮﻩ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﻣﻲﺩﻫﻨﺪ.

ﺷﻴﻮﻩﺍﻱ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻛﻞ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﻟﮕﻮﻱ ژﺍﭘﻨﻲ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻋﻤﺪﻩﺗﺮﻳﻦ ﺑﺮﺗﺮﻱ ﺍﻟﮕﻮﻱ ژﺍﭘﻨﻲ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺳﺎﻳﺮ ﺍﻟﮕﻮﻫﺎ ﺑﻪ ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻭ ﺗﺮﻏﻴﺐ، ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺍﻧﮕﻴﺰﻩ، ﺧﻼﻗﻴﺖ ﻭ ﻧﻮﺁﻭﺭﻱ ﻛﺎﺭﻛﻨﺎﻥ ﺑﺴﺘﮕﻲ ﺩﺍﺭﺩ.

ﺩﺭ ژﺍﭘﻦ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻫﺎﻯ ﻫﺮ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭﺍﺕ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﻲﺷﻮﺩ و ﻫﺮ ﻣﺪﻳﺮ ﻛﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻛﺸﻒ ﺷﺪﻩ ﺑﻴﺸﺘﺮﻱ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﺯ ﺷﻬﺮﺕ ﺑﻬﺘﺮﻱ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻭ ﻫﺮ ﻛﺎﺭﻣﻨﺪﻱ ﻛﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺟﺪﻳﺪﻱ ﻛﺸﻒ ﻛﻨﺪ ﻋﺰﻳﺰﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺳﺮﺍﻧﻪ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎ، ﻣﻴﺰﺍﻥ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ، ﺍﻧﮕﻴﺰﻩ، ﺧﻼﻗﻴﺖ و ﻧﻮﺁﻭﺭﻱ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﻣﺸﺨﺺ ﻣﻲﻛﻨد.

اجزاء یک مدل خوب

یک مدل خوب نظام پیشنهادات شامل معیار های کلیدی و مهم زیر است:

- رهبری نظام پیشنهاد ها ( خط مشی و استراتژی، هدفگذاری)

- استمرار آموزش و توان افزائی

- تبلیغات، فرهنگ سازی و اطلاع رسانی

- سازماندهی

- مدیریت دانش و سیستم اطلاعاتی

- انگیزش

- فرآیند ها ( آئین نامه، فرآیند ارائه و دریافت پیشنهاد، فرایند بررسی پیشنهاد، فرایند اجرای پیشنهاد، عارضه یابی و بهبودپیشنهاد)                                                                                                                                     - نتایج کلیدی عملکرد

منابع:

1. ﻓﺨﻴﻤﻲ، ﻓﺮﺯﺍﺩ، ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ، ﭼﺎپ ﺍﻭﻝ، ﻧﺸﺮ ﻫﺴﺘﺎﻥ، ﺗﻬﺮﺍﻥ 1379، ﺹ 62

2. ﻫﺎﺷﻤﻲ، ﺳﻴﺪ ﻣﺤﺴﻦ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، ﻧﻘﺶ ﻧﻈﺎﻡ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎ ﺩﺭ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﻭ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺑﻬﺮﻩ ﻭﺭﻱ، ﺷﺸﻤﻴﻦ ﻛﻨﻔﺮﺍﻧﺲ ﺑﻴﻦ ﺍﻟﻤﻠﻠﻲ ﻧﻈﺎﻡ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩﻫﺎ، ﺟﻬﺎﺩ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻫﻲ ﺩﺍﻧﺸﻜﺪﻩ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﺗﻬﺮﺍﻥ.

3. دبیر خانه دهمین همایش نظام پیشنهاد ها http://www.cfss.ir

4. ویژه نامه آموزشی-ترویجی نظام پیشنهاد ها، بانک کشاورزی، اردیبهشت 89 و آبان 88

تسلیت

جهت دسترسی کلیک نمایید!

روش و مراحل نگارش و تنظیم طرح درس روزانه

 

از فواید توجه به سازه های فوق در فرآیند طراحی، موارد زیر را می توان نام برد:

1. به معلمان در فرآیند تدریس کمک می کند.

2. برای انتخاب مواد آموزشی، بسیار مفید می باشد.

3. در تعیین تکالیف درسی تک تک دانش آموزان مؤثر است.

4. برای انتخاب و ساختن سؤالهای ارزشیابی، ارزشمند هستند.

5. در خلاصه کردن و اعلام نتایج ارزشیابی به معلم کمک می کند.

6. در "خود ارزیابی" دانش آموزان عامل بسیار مفیدی است.

7. دانش آموزان را به یاد گیرندگانی خودکفا تبدیل می کند.

علاوه بر موارد فوق، دلایل مختلفی برای اثبات لزوم تهیه طرح درس وجود دارد. یک طرح درس خوب نوشته شده معلم را قادر می سازد که در طول دوره ی آموزشی خود به دقت در مورد همه چیز فکر کند. در تنظیم و انتخاب منابع مورد نیاز کمک بزرگی محسوب می شود و می تواند معلم را در زمینه های زیر یاری دهد:

1.انگیزه های لازم را ایجاد کند.

2. بر قسمتهای مختلف درس از جمله تجارب یادگیری دانش آموزان به نحو مطلوب تأکید کند.

3. اطمینان دهد که کلیه اطلاعات مورد نیاز دانش آموزان در درس گنجانده شده است.

4. امکان استفاده از وسایل آموزشی را فراهم می سازد.

5. طرح سؤالهای مناسب را پیش بینی می کند.

6. تدریس معلم براساس برنامه ای منظم و از پیش تعیین شده انجام می شود.

معلمان کارآمد معمولاً تلاش می کنند طرح درس، دقیق با جزئیات کامل بنویسند و براساس آن فعالیت های آموزشی را دنبال می کنند. البته گاهی می توان از طرح درسهایی که معلمان با تجربه نوشته اند استفاده کرد؛ اما بهتر است معلمان طرح درسهای مورد نظر را خود شخصاً تنظیم نمایند و در طول دوره های آموزشی همواره به اصلاح و تکمیل آن بپردازند. طرح درس به دلیل این که مراحل تدریس را مشخص می کند، راهنمای معلم در فرآیند تدریس است.

یک طرح درس شامل فهرستی است که در هر ستون آن یکی از مراحل تدریس به شرح زیر نوشته می شود:

1. هریک از واحدها و یا درسها و زمانی که باید صرف آن شود.

2. فعالیت هایی که دانش آموزان باید در آن درس یا واحد یادگیری انجام دهند.

3. مطالبی که باید به وسیله ی معلم به دانش آموزان ارائه شود.

4. نکات کلیدی موجود در محتوای کتاب درسی یا سایر منابع مورد استفاده ی دانش آموزان مشخص می شود.

5. وسایل یا فعالیت های آموزشی مانند فیلمها، بازدیدهای علمی ... و همچنین فعالیت های مربوط به ارزشیابی دانش آموزان را مشخص می کند                                                   

مراحل نگارش و تنظیم طرح درس روزانه

رعایت مراحل و نکات زیر برای تدوین یک طرح درس خوب لازم و ضروری است:

1- موضوع یا عنوان درس

عنوان درس باید به طور دقیق نوشته شود؛ مثلاً اگر عنوان درس را «دماسنج» بگذاریم، عنوان گویایی نیست، بلکه بهتر است بنویسیم: «چگونه می توان از دماسنج استفاده کرد» یا «طریقه ی استفاده از دماسنجها». معلم هر اندازه به تجزیه و تحلیل موضوعات مسلط باشد بهتر می تواند برای آن، عنوان مناسب انتخاب کند.

2- تعیین و نگارش عناوین فرعی یا رئوس مطالب

پس از تعیین و نوشتن موضوع درس، طراح باید عناوین فرعی موضوع درس را مشخص سازد، ترتیب و توالی مناسب عناوین فرعی همواره باید مورد توجه قرار گیرد. عناوین فرعی، بهترین راهنمای نگارش هدفهای جزئی است؛ زیرا براساس هر عنوان فرعی می توان یک هدف جزئی نوشت.

3- نوشتن هدف کلی درس

نوشتن هدف کلی یک جلسه تدریس، همانند هدف کلی یک دوره ی آموزشی است؛ اما در قالب یک موضوع محدود، تحقق مجموع هدفهای کلی جلسات باید موجب تحقیق اهداف کلی دوره شوند. به عبارت دیگر اهداف کلی هر جلسه ی تدریس، عناصر یا مراحل رسیدن به اهداف کلی دوره را مشخص می کنند. در نوشتن هدف کلی هر جلسه نیز معمولاً از افعال کلی استفاده می شود. ذکر شرایط و معیار در این نوع از اهداف ضرورتی ندارد.

4- نگارش و تنظیم هدفهای جزئی درس

ساده ترین راه نوشتن اهداف جزئی یک درس، این است که براساس هر موضوع فرعی یک هدف جزئی نوشته شود. ماهیت اهداف جزئی همانند هدف کلی درس است؛ اما در قالب موضوعی ریزتر و محدودتر. به عبارت دیگر، هدفهای جزئی درس، اهداف زیرمجموعه هدف کلی درس می باشند. دقت در نوشتن اهداف جزئی و تنظیم درست توالی آن، می تواند موجب نظم بیشتر فعالیت های آموزشی شود و در نهایت، تحقق هدف کلی را تضمین نماید.

5- نگارش و تنظیم هدفهای رفتاری درس

پس از نوشتن هدفهای جزئی، طراح باید هدفهای جزئی را تبدیل به هدفهای رفتاری نماید. هدفهای رفتاری هر جلسه تدریس باید با توجه به شرایط، ضوابط و امکانات متناسب با سطوح مختلف حیطه های یادگیری تنظیم شود. سپس براساس سلسله مراتب از آسان به مشکل و یا به صورت پیش نیاز و پس نیاز مرتب گردد. در هدفهای رفتاری: عملکرد (نوع رفتار)، شرایط و معیار دقیقاً باید مشخص شود.

6- تعیین رفتار ورودی دانش آموزان

پس از نوشتن هدفهای رفتاری درس، رفتار ورودی دانش آموزان یا پیش نیازهای تحقق هدفهای رفتاری باید مشخص شوند. گروهی معتقدند که ابتدا باید رفتارهای ورودی دانش آموزان در بررسی، مشخص و سپس هدفهای رفتاری نوشته شوند.

چنین رویکردی در نظامها یا دوره هایی صادق است که محتوا و کتاب مشخصی ارائه نشده باشد و معلم کاملاً در انتخاب و سازماندهی مطالب درسی آزاد باشد. در نظام آموزشی ایران به دلیل متمرکز بودن، اجرای چنین پیشنهادی تقریباً غیرممکن است.

7- ارزشیابی تشخیصی

اغلب سؤال می شود که معلمان چگونه می توانند اطلاعات پیش نیاز یا رفتار ورودی دانش آموزان را تشخیص دهند؟ این امر توسط ارزشیابی تشخیصی ممکن می باشد.

معلم بر اساس تخصص و مهارتی که دارد باید ابتدا رفتار ورودی را پیش بینی کند و سپس براساس دانش پیش نیاز درس مورد تدریس، سؤالهایی طرح نماید. سؤالهای طرح شده باید در ستون ارزشیابی طرح درس نوشته شود. این سؤالها قبل از تدریس باید از دانش آموزان پرسیده شوند، تا وجود یا عدم وجود پیش نیاز مشخص شود. در صورت عدم تسلط دانش آموزان بر پیش نیاز درس مورد تدریس، مخصوصاً زمانی که موضوع درس با موضوعات قبلی و بعدی ارتباط تسلسلی داشته باشد، حتماً باید رفتار ورودی ترمیم گردد.

8- نگارش مراحل اجرای تدریس

در آموزشهای مستقیم تنظیم نحوه ی ارائه محتوا به ترتیب اهمیت به چند مرحله به شرح زیر تقسیم می شود:

الف- مرحله ی آمادگی

مرحله ی آمادگی خود، شامل قسمتهای زیر می باشد:

1)آمادگی معلم

بدیهی است برای انجام هر کاری باید آمادگی داشت. موضوع تدریس نیز نمی تواند از این قاعده مستثنی باشد. معلم باید پیش بینی کند که در کلاس درس چه فعالیتی را می خواهد انجام دهد و چگونه می خواهد کلاس را شروع کند؟ چگونه می خواهد در کلاس درس انگیزه ایجاد کند و این انگیزه را تا پایان کلاس استمرار بخشد و سرانجام چگونه می خواهد کلاس را به پایان برساند.

2)آمادگی دانش آموزان

اگر دانش آموزی به درس معلم توجه نکند و در اجرای فعالیت های آموزشی با او همکاری ننماید، عمل تدریس به مفهوم واقعی آن، صورت نخواهد گرفت. توجه دانش آموزان و همکاری آنها مستلزم آماده شدن برای فعالیت است. تجربه نشان داده است که در آغاز ورود به کلاس، اغلب دانش آموزان هنوز متوجه مسائلی هستند که قبل از آمدن به کلاس افکار آنها را به خود مشغول داشته است. در شروع کلاس، معلم موظّف است توجه و افکار دانش آموزان را به طور جدی متوجه کلاس و فعالیت های مورد نظر نماید. معلمان با تجربه در این مرحله از روشهای مختلفی استفاده می کنند.

علاوه بر موارد ذکر شده، معلم باید قبل از ورود دانش آموزان به کلاس درس مجموعه وسایل آموزشی مورد نیاز را در کلاس آماده نماید. چنانچه در کاربرد بعضی از وسایل مهارت چندانی نداشته باشد، باید قبل از رفتن به کلاس و به کارگیری وسایل در حضور دانش آموزان، تمرین لازم را انجام دهد تا مهارت مورد نظر را کسب نماید. معلم نه تنها باید وسایلی را که خود برای تدریس لازم دارد آماده کند، بلکه باید وسایلی را که دانش آموزان برای کسب تجارب و انجام دادن تمرین بدان نیازمندند، نیز تهیه کرده، در اختیار آنان قرار دهد.

ب- مرحله معرفی و بیان هدفهای صریح آموزشی

معلم پس از جلب توجه دانش آموزان، باید موضوع درس و اهداف آنها را به دانش آموزان معرفی کند. معرفی درس و اهداف آن باید به گونه ای صورت گیرد که متناسب با ساختار شناختی دانش آموزان باشد.

معرفی درس و هدفهای رفتاری آن، دانش آموزان را برای آشنایی با تجارب یادگیری و سعی در دستیابی به آنها آماده می سازد. معلم باید انتظارات خود را از دانش آموزان، بسیار ساده، روشن و مشخص بیان کند. زمان اختصاص داده شده برای معرفی درس نباید بیش از 3 تا 5 دقیقه وقت کلاس را بگیرد

ج- مرحله ی ارائه درس

در مرحله ی ارائه درس، محتوای مورد آموزش باید دقیقاً مشخص شود. از روشهایی چون سخنرانی، بحث گروهی، نمایش تصاویر، پرسش و پاسخ و ... به عنوان روشهایی که برای آموزش هر قسمت لازم است، استفاده شود. معلم باید اطمینان حاصل کند که بخشهای مختلف محتوا با یک روال منطقی ارائه خواهد شد و هیچ نکته نامفهومی در میان مطالب ارائه شده وجود نخواهد داشت. زمان لازم برای هر قسمت به طور دقیق مشخص شود. ارائه محتوا در حقیقت قسمت اصلی کار تدریس و شامل دو عامل جدا ناشدنی است:

1- سازماندهی کلیه محتوای درس و توالی آنها باید رعایت شود.

2- روش آموزش قسمتهای مختلف مشخص شود.

به طور مثال معلم باید حداقل نکات زیر را پیش بینی کند:

الف) سؤالهایی که باید پرسیده شوند.

ب) در هنگام بحث دلایل لازم پیش بینی شود.

ج) در حدود 5 تا 10 دقیق فیلم نشان داده شود.

د) پس از نمایش فیلم، موضوع مورد بحث قرار گیرد.

معلم باید پیش بینی کند که منظور از سؤال چیست؟ آیا فقط برای جلب توجه دانش آموزان است و نیازی به پاسخ ندارد؟ پاسخ دادن به سؤالها بر عهده ی چه کسی است؟ معلم یا دانش آموزان؟ آیا سؤال بر روی نکات اصلی درس تأکید دارد؟ آیا سؤال ایجاد انگیزه می کند؟ آیا سؤالها سبب مؤثر شدن تدریس و جلب توجه دانش آموزان خواهد شد؟ آیا سؤال به سنجش درک و فهم دانش آموزان کمک می کند؟ آیا سؤال، توجه دانش آموزان را به مفاهیم، اصول خاص و مورد نظر جلب می نماید؟

سؤالها باید زمینه ی بحث و گفتگو را در کلاس درس فراهم سازند و بین معلم و دانش آموزان ارتباط برقرار کنند. به بیان دیگر، سؤال باید سبب شناخت بهتر و ایجاد قدرت تجزیه و تحلیل، ترکیب، ارزیابی، نتیجه گیری و تعمیم در دانش آموزان شود.

مقدمه در ارائه محتوا بسیار مهم است. یک مقدمه خوب می تواند توجه دانش آموزان را جلب کند و علاقه ی آنها را به ادامه درس برانگیزد. مقدمه خوب شامل مطالب زیر است:

1- درس در چه موردی صحبت می کند؟

2- کجا و در چه زمانی دانش آموزان می توانند از آنچه در این درس می آموزند، استفاده کنند؟

3- چگونه باید مطالعه کنند و مفاهیم را بیاموزند؟

4- بازنگری مختصری از آنچه در درسهای قبلی مرتبط با موضوع آموخته اند.

تکرار مطالب پیش نیاز معمولاً برای مؤثر کردن تدریس لازم است؛ اما لازم نیست همیشه از یک روش برای یادآوری رفتار ورودی استفاده کنیم. معلم باید روی نکات کلیدی رفتار ورودی تأکید کند تا درس جدید راحت تر و قابل فهم تر شود. این تکرار نباید طولانی باشد.

د- مرحله ی خلاصه کردن و نتیجه گیری

برای تثبیت مطالب ارائه شده در ذهن دانش آموزان، لازم است درس ارائه شده به طور خلاصه جمع بندی و نتیجه گیری شود. تلخیص و جمع بندی، مفاهیم از دست داده شده در طول آموزش را برای دانش آموزان روشن می کند بهتر است تلخیص و نتیجه گیری توسط خود دانش آموزان انجام شود و معلم اظهار نظر نهایی را ارائه نماید.

ه- مرحله ی ارزشیابی

بعد از ارائه محتوا و جمع بندی و نتیجه گیری، لازم است معلم از چگونگی تحقق اهداف، آگاه شود. اگرچه این عمل ممکن است در طول فعالیت های آموزشی به طور ضمنی انجام شود؛ اما ضرورت دارد معلم پس از پایان ارائه محتوا، با مقایسه سطح مهارتی که انتظار دارد دانش آموزان به آن برسند و آنچه دانش آموزان عملاً به آن رسیده اند، میزان یادگیری دانش آموزان و مؤثر بودن روش تدریس خود را ارزشیابی کند.

زمان ارزشیابی، بستگی به مدت زمان تدریس دارد؛ اما این مرحله نباید زیاد وقت کلاس را بگیرد. به طور متعادل می توان ده دقیقه برای این کار در نظر گرفت. سؤالهای مرحله ی ارزشیابی باید بر اساس هدفهای رفتاری درس طرح شوند.

و- مرحله ی تعیین فعالیت های تکمیلی

معلم می تواند برای تقویت مطالب آموخته شده در کلاس و ارتباط آن با زندگی واقعی دانش آموزان فعالیت هایی را در خارج از کلاس پیش بینی کند. این تکالیف، بخشی از مطالعات مربوط به درس محسوب می شوند. معلم باید این نوع فعالیتها را دقیقاًً پیش بینی کند و در اختیار دانش آموزان قرار دهد. معرفی منابع مطالعه یا فعالیت مانند: کتاب، مقالات جدید، فیلم و ... به دانش آموزان علاقمند فرصت می دهد تا اطلاعات خود را با مطالعه و استفاده از این امکانات افزایش دهند.

اگر معلم انتظار داشته باشد که وظایف و فعالیت های تکمیلی خارج از کلاس، طبق اصول و قواعد خاصی انجام شود، باید اصولی را که در ذهن دارد به طور واضح و دقیق به دانش آموزان اعلام کند. اگر این اصول، به صورت شفاهی از طرف معلم اعلام شود، ممکن است دانش آموزان به آن توجه نکنند. بنابراین بهتر است اصول و معیارها به تفصیل به صورت کتبی و در صورت امکان همراه با مثال در اختیار دانش آموزان قرار داده شود. چنین کارکردی در وقت کلاس صرفه جویی کرده و به دانش آموزانی که غیبت دارند و یا در فاصله ی اعلام فعالیت های تکمیلی تا زمان انجام آن بعضی از اصول را فراموش می کنند، کمک می کند.

در اکثر مواقع، معلم تکالیف خواندنی، یا انجام فعالیت در خانه را زمانی ارائه می دهد که زنگ خورده است و دانش آموزان با عجله، مشغول ترک کلاس هستند. اگر دادن تکالیف در روند یادگیری دانش آموزان اهمیت دارد، باید بیش از این به آن توجه شود، یکی از بهترین شیوه های تعیین فعالیت های تکمیلی (تکالیف خارج از کلاس) به دانش آموزان ارائه راهنمای از قبل تنظیم شده است. اینکه راهنمای تعیین تکالیف به چه صورتی نوشته شود و چه امکاناتی در خارج از کلاس درس فراهم گردد، به موقعیت آموزشی و نوع درس بستگی دارد.

یک نمونه طرح درس روزانه

"بسم الله الرحمن الرحیم"

"طرح درس روزانه تعلیمات اجتماعی"

درس: جغرافیا پایه: پنجم ابتدایی نام درس: ترکیه

صفحات: 45-42 تعداد دانش آموزان: ----- کلاس: -----

آموزشگاه: ----- سال تحصیلی: ------ مدت اجرا: 45 دقیقه

· هدف کلی درس:

*دانش آموزان در این درس با کشور ترکیه آشنا شوند.

· اهداف جزیی:

دانش آموزان در این درس؛

*دانش آموزان با دریاها و رودهای کشور ترکیه آشنا شوند.

*دانش آموزان با پایتخت و شهرهای مهم کشور ترکیه آشنا شوند.

*دانش آموزان با دین و زبان مردم ترکیه آشنا شوند.

* دانش آموزان با محصولات کشاورزی و صنایع ترکیه آشنا شوند.

· اهداف رفتاری:

دانش آموزان در پایان درس:

*دریاها و رودهای ترکیه را نام ببرند.

*مکان دریاها و رودهای کشور ترکیه را روی نقشه نشان دهند.

*پایتخت ها و شهرهای مهم ترکیه را ذکر کنند.

*دین و زبان مردم ترکیه را بیان کنند.

*محصولات کشاورزی و صنایع کشور ترکیه را نام ببرند.

· رفتار ورودی:

*دانش آموزان ترکیه را به عنوان یکی از همسایه های ایران

بشناسد.

*دانش آموزان با مکان یابی بر روی کره جغرافیایی و نقشه جهان

آشنا باشند.

· آزمون رفتار ورودی:

*کی می تونه همسایه های ایران رو نام ببره؟

*از چند تا از دانش آموزان می خواهم، را روی کره کشور ترکیه

جغرافیایی پیدا کنند.

مراحل تدریس

فعالیت معلم

فعالیت دانش آموزان

رسانه

مهارتهای قبل از تدریس:

(10 دقیقه)

سلام و احوالپرسی

خواندن دعای شروع درس

_ _ _

ارزشیابی از درس قبل (ارزشیابی تشخیصی) با سوالاتی از قبیل؛

*پایتخت ارمنستان کجاست؟

*بزرگترین دریاچه کشور ارمنستان چه نام دارد؟

*زبان مردم ارمنستان چیست؟

* و ...

دانش آموزان به صورت داوطلب و انتخابی به سوالات پاسخ می دهند.

کتاب درسی

گروه بندی طبق جلسات گذشته

دانش آموزان گروهها را تشکیل می دهند.

گروهها شماره دارند.

مراحل تدریس

فعالیت معلم

فعالیت دانش آموزان

رسانه

مهارتهای حین تدریس:

(25 دقیقه)

ایجاد انگیزه؛

*پرسید سوالات آزمون رفتار ورودی (در بالا آورده شده است.)

*نصب نقشه ترکیه روی تخته کلاس

*نوشتن بزرگ نام ترکیه روی تخته سیاه

*و ...

*دانش آموزان در گروهها به سوالات آزمون رفتار ورودی پاسخ می دهند.

*دانش آموزان به نقشه دقت می کنند.

پرچم ترکیه، آماده کردن سوالات، تابلوی کلاس

ارایه متن درس؛

**موقعیت کشور ترکیه در نقشه (نقشه گنگ)

دانش آموزان گوش فرا می- دهند و به نقشه دقت می کنند.

کتاب،

تابلو، نقشه گنگ

**دین و زبان اکثر مردم کشور ترکیه

ایفای نمایش توسط یکی از دانش آموزان

کتاب درسی، تابلو

**مهمترین محصولات کشور ترکیه (آوردن چند نمونه از محصولات کشور ترکیه)

از دانش آموزان سوالاتی در مورد محصولات کشور ترکیه پرسیده می شود.

کتاب، چند نوع از محصولات کشور ترکیه

**آب و هوای کشور ترکیه

بحث و گفتگو

کتاب، نقشه

**مراکز دیدنی و زیارتگاههای کشور ترکیه (با نمایش فیلم و اسلاید)

به فیلم و اسلایدها توجه می کنند.

کتاب، فیلم و اسلاید

**مهمترین رودهای کشور ترکیه (با استفاده از نقشه)

با توجه به نقشه نام رودها را بیان می کنند.

کتاب، نقشه

**وسعت کشور ترکیه (سخنرانی)

دانش آموزان به توضیحات توجه می کنند.

کتاب، نقشه

مراحل تدریس

فعالیت معلم

فعالیت دانش آموزان

رسانه

مهارتهای پایان تدریس:

(15 دقیقه)

خلاصه گویی؛

یکی از دانش آموزان نکات مهم درس را به صورت خلاصه بیان می کند.

دانش آموزان گوش می کنند.

_ _ _

حل تمارین صفحه 45 کتاب درسی

دانش آموزان تمرین ها را در گروهها پاسخ می دهند.

تمرینهای کتاب

ارزشیابی پایانی؛

*پایتخت کشور ترکیه کجاست؟

*دین و زبان مردم ترکیه چیست؟

*دریاهای کشور ترکیه؟

*و ...

دانش آموزان به صورت داوطلب و انتخابی به سوالات پاسخ می دهند.

سوالات متن درس

تعیین تکلیف؛

*تهیه شناسنامه برای کشور ترکیه. (فردی)

*رسم نقشه کشور ترکیه به صورت گروهی.

*جلسه بعد، پرسش از درس امروز

دانش آموزان تکالیف را برای جلسه بعد آماده می کنند.

_ _ _

*روشهای تدریس: ایفای نمایش، پرسش و پاسخ، بحث و گفتگو، سخنرانی، کار گروهی، استفاده از نقشه و ...

*نحوه ی استقرار دانش آموزان به صورت گروههای 5-4 نفره خواهد بود.

*با فرستادن صلواتی ختم جلسه اعلام می شود.

آموزش هنر در دوره ابتدایی

برنامه درس هنر در دوره ابتدایی

درس هنر دوره‌ي ابتدايي با « ارتباط با طبيعت» شروع مي شود و پس به رشته هاي نقاشي، كاردستي، تربيت شنوايي، قصه و نمايش مي پردازد. دانش آموزان در كنار اين رشته ها با ميراث فرهنگي نيز آشنا مي‌شوند. ارتباط با طبيعت و مشاهده‌ي پديده هايي كه هنرمندانه در كنار هم قرار گرفته اند و جلوه هاي زيباي اين مجموعه،انسان را به حدي از كمال مي‌رساند كه در عين مشاهده‌ي كثرت، به يگانگي حسن و جمال مطلق رهنمون مي‌شود .

نقاشی

رویکردهای برنامه درس هنر در دوره ابتدایی

رويكرد برنامه‌ي درسي هنر « تربيت هنري» است.

انجام دادن فعاليت هاي هنري در فضايي كه كودكان، آزادانه تخيل و انديشه كنند، حواسشان تقويت شود، ظرفيت هاي نهفته‌ي هوش و تفكرشان پرورش يابد، عواطف و احساساتشان توسعه يابد و استعداد و خلاقيت ها يشان شكوفا شود، به « تربيت هنري منجر» مي‌شود.

به جرأت مي‌توان گفت كه همه‌ي كودكان فعاليت هاي هنري را دوست دارند آنها در اين گونه فعاليت ها و هنگام انجام دادن كارهاي عملي، طراحي، ساختن، شكست و پيروزي را تجربه مي‌كنند. به اين ترتيب زمينه اي براي بروز خلاقيت و احساسات آن ها فراهم مي‌شود.

تربيت هنري را به پنج موضوع كلي مي‌توان تفكيك كرد كه عبارت اند از :

1- زيبا شناسي

2- ارتباط با طبيعت

3- آشنايي با تاريخ هنر

4- توليد محصول هنري

5- نقد هنري

اين مباحث، مهم ترين عناصر آموزش هنر از دوره ي ابتدايي تا دانشگاه هستند و بنابرسطح آموزش و متناسب با سنين آموزشي، بايد مطرح شوند.

همه‌ي كودكان از انواع هوش برخوردارند. هوش همراه با آموزش مناشب و كسب تجربه، مهارت هاي لازم براي خلاق بودن را در اختيار آنان قرار مي‌دهد. در بزرگترين كمك معلم در رورش خلاقيت دانش آموزان، كمك به آن ها براي يافتن عوامل مؤثر بر خلاقيت و گسترش آن هاست. اين عوامل عبارت اند از : « توانايي هاي فردي، كسب مهارت هاي انجام دادن كار، انگيزه‌ي دروني ، تفكر خلاق و فضاي شاد» (ترزا آمابلي، 1377)

- توانايي ها: لازم است دانش آموزان توانايي هاي ذهني و جسمي مورد نياز ذهني و جسمي مورد نياز براي شركت در فعاليت هاي هنري را داشته باشد. رشد شناختي او بايد به مرحله‌اي رسيده باشد كه بفهمد چه كاري مي‌خواهد انجام دهد و رشد جسمي او به اندازه‌اي باشد كه بتواند هماهنگي هاي حسي و حركتي را بين ذهن و چشم و ديگر اندام هاي خود برقرار كند و آن چه را مي‌خواهد ، انجام دهد، براي مثال، بتواند آن چه را در ذهن دارد دارد با مواد رنگي روي كاغذ نقاشي كند و به ديگران ارائه دهد.

- انگيزه‌ي دروني: علاقه و ميل دروني فرد براي انجام دادن كار باعث مي‌شود كه آن فعاليت را عاشقانه، با كنجكاوي و پشتكار انجام دهد و فرايند توليد را تا مرحله‌ي آخر دنبال كند و محصول نهايي را ارائه دهد. انگيزه‌ي دروني همراه با آزادي انتخاب، دانش آموز را به سوي كاري كه بيش از هر كار ديگر مي‌تواند درآن خلاق باشد هدايت كند.آزادي واستقلال نسبي به رشد انگيزه‌ي دروني او كمك مي‌كند، از تنش ها مي‌كاهد و در يادگيري بهتر و پيشرفت كار او مؤثر است، براي مثال، دانش آموزي كه به نقاشي علاقه دارد، در صورتي كه براي انتخاب موضوع و استفاده از ابزارومواد نقاشي آزاد باشد و بتواند با هر نوع رنگي كه دوست دارد يا در اختيار دارد، نقاشي كند، كار او به مراتب زيباتر و جذاب تر از زماني است كه مجبور به كشيدن يك موضوع واستفاده از يك موضوع وسيله‌ي خاص- مانند مداد رنگي- باشد. معلم مي‌تواند انگيزه‌ي دروني دانش آموز را با تشويق هاي مناسب در فاريند كار، پايان كار و هنگام ارائه‌ي محصول، تقويت كند.

- تفكر خلاق: عاملي است كه دانش آموز را در پيدا كردن راه حل هاي جديد براي انجام دادن كارها و ساختن چيزها و ارائه‌ي راه حل هاي نو ياري مي‌دهد. معلم با پذيرفتن تفاوت هاي فردي و درك توانايي ها، روش ها و علايق يادگيري متفاوت دانش آموزان، فرصت تجربه‌ي كارهاي جديد را به آنها مي‌دهد. مثلاً دانش آموز براي ساختن يك شئي با گل سفالگري، پس از لمس كردن گل و بازي با آن، قابليت هاي آن را مي‌شناسد و در مي‌يابد كه چه كارهايي با آن مي‌تواند انجام دهد . دانش آموز كار خود را شروع مي‌كند و معلم در فرايند فعاليت، او را هدايت مي‌كند.

- فضاي شاد: كلاس هنر همواره با بازي، خنده شادي و نشاط حاصل از رضايت، خشنودي و موفقيت همراه است و به اين ترتيب، همواره بچه ها را فعال نگه مي‌دارد . درس هنر با تنوع بسيار و امكان انتخاب آزاد، فرصت تجربه‌ي موفقيت و پيشرفت را براي دانش آموزان فراهم مي‌اورد از اين رو، اين درس در بين ساير درس ها بيشترين زمينه را براي پرورش خلاقيت دارد. در اين كلاس، معلم مي‌تواند طراحي آموزشي خود را به گونه‌اي اجرا كند كه سه عامل تفكر وتوانايي و انگيزه هاي دروني به طور هم زمان در دانش آموزان ايجاد و به گونه‌اي تقويت شوند كه محل تلاقي آن ها يعني « خلاقيت هنري » به صورت شايسته‌اي شكل مي‌گيرد.

محتوای برنامه درسی هنر

محتواي برنامه‌ي درسي هنر بر مبناي رويكرد، اصول و اهداف برنامه انتخاب و سازماندهي شده است؛ به طوري كه دانش آموزان با انجام دادن فعاليت ها، با رشته هاي مختلف هنري آشنا مي‌شوند.

از يك سو، نتايج مطالعات انجام شده و از سوي ديگر، عدالت آموزشي، يعني، امكان دسترسي افراد واجب التعليم به آن چه براي رشد همه جانبه‌ي آن ها لازم است. بر اين نكته دلالت دارند كه كودكي كه به هنر دسترسي نداشت باشد، از اغلب راه هايي كه مي‌تواند به كمك آن ها دنيا را تجربه كند، محروم مي شود؛ از اين رو، در برنامه‌يدرسي هنر دوره‌ي ابتدايي رشته هاي گوناگون هنري گنجانده شده است تا دانش آموز با توجه به زمينه هاي وجودي و شرايط محيطي خود، بتواند در عرصه هاي مختلف از جمله نقاشيؤ كاردستي، تربيت شنوايي، قصه و نمايش فعاليت هنري داشته باشد و محصول هنري توليد كند و از مواهب قرار گرفتن در فرايند فعاليت هاي هنري متنوع بهره مند شود.

توصیه های به معلمان برای اجرای هر چه بهتر برنامه ی درسی هنر

1- بايد هميشه آماده باشيد كه در كلاس هنر با هر كار جديد، عجيب و غير قابل تصوري روبرو شويد، خلاقيت كودكان محدوده‌اي ندارد. ابتكار عمل، ايجاد تغييرات دل خواه در برنامه و فرا رفتن از برنامه‌ي كلاس، طبيعي است و از به وجود آمدن فضاي مناسب براي بروز خلاقيت است. در اغلب موارد اجازه‌ي فعاليت آزاد هنري را به دانش آموزان بدهيد و در عين حال، به رويكرد و اهداف برنامه توجه داشته باشيد.

2- درك هنري، از تجربه هاي هنري ناشي مي‌شود بررسي آثار كودكان، گفت وگو در باره‌ي آن ها، نمايش دادن آثار هنري مختلف در كلاس و اجراي فعاليت هاي هنري با هدايت و رهبري شما به عنوان معلمي هوشيار، به شكل گيري دانش و نگرش لازم براي درك آثار هنري در كودك كمك مي كند. در تربيت هنري، معلم به دانش آموزان به كمك مي‌كند تا شيوه هاي حل مسئله را بيابند اما هرگز جواب را رائه نمي‌دهد.

3- اگر بعضي از دانش آموزان به برنامه‌ي خاصي علاقه نشان نمي دهند ، نبايد اصرار داشته باشيد كه حتماً آن فعاليت را انجام دهند بلكه زمينه‌ي انجام دادن فعاليت هاي ديگري را فراهم آوريد تا دانش آموز احساس موفقيت كند و شاد و با نشاط باشد و اشتياق به انجام دادن فعاليت هاي بعدي ، در او ايجاد شود .

4- تنظيم وقت براي اجراي فعاليت هاي هنري مسئله مهمي است هيچ گاه دانش آموزان نبايد احساس كنند كه به شتاب واداشته شده اند. براي صرفه جويي در وقت، توزيع، جمع آوري و نگه داري وسايل، جمع آوري و نمايش كارها، نظم و نظافت كلاس را برعهده‌ي دانش آموزان بگذاريد تا بتوانيد زمان مورد نياز براي كارها ر تنظيم كنيد و بدانيد كه در هر حال بعضي از فعاليت ها كه طولاني است، دو ساعت هنر را پشت سر هم در يك روز قرار دهيد.

5- در شروع كلاس، فضاي مناسبي براي گفت و گو ايجاد كنيد تا دانش آموزان ايده هاي خود را مطرح كنند و در باره‌ي آنچه از برنامه فهميده اند ، گفت وگو بپردازند. اگر همه‌ي مباحث را شرح دهيد و مثال يا پيشنهاد را جيگزين توصيف مسئله كنيد، خلاقيت دانش اموزان را از بين مي‌بريد.

6- با استفاده از منابع مختلف، مانند گردش در طبيعت، مشاهده‌ي نمونه هاي طبيعي در كلاس، بازديد از موزه ها و نمايشگاه ها و كارگاه هاي هنري، نمايش عكس و اسلايد و فيلم، شناخت دانش آموزان را از هر موضوع كامل كنيد و ديد آن ها را نسبت به برنامه وسعت دهيد . در هر فرصت، ذهن خود، از وابستگي به طرح هاي كليشه اي و قراردادي و تكراري و يكنواخت رها شوند و با تكيه بر استعداد و خلاقيت خود، اعتماد به نفس پيدا كنند.

7- در كار گروهي دو نفري يا چند نفري، ايجاد ارتباط دوستانه در دست يابي به نتيجه‌ي بهتر، تأثير چشم گيري دارد. گروه بندي دانش آموزان را با نظر خودشان انجام دهيد. كارهاي گروهي را پس از گذشت مدتي از آغاز سال تحصيلي، تحصيلي ،شروع كنيد .... بچه ها در كار گروهي به نفس ديگران پي مي‌برند و همكاري و هماهنگي و مشورت را ياد مي‌گيرند و اهميت آن را در مي‌يابند.

8- در پايان هر جلسه، چند دقيقه را به ارزش يابي فعاليت ها اختصاص دهيد، به اين ترتيب، هر دانش آموز پس از انجام دادن فعاليت، كار خويش را به نمايش مي‌گذارد. دانش آموزان همه‌ي نمونه ها را مي‌بينند و در مورد آن ها گفت وگو مي‌كنند. آن ها ياد مي‌گيرند كه در باره‌ي كار خود و هم كلاسي هايشان اظهار نظر كنند، تا نكته هاي

مثبت كارها بارز شود، اطراف خود را خوب مشاهده كنند و اشياء و پديده هاي تازه اي را كشف كنند، روش هاي تازه اي براي اجرا بيابند و به تدريج، هر چه را در ذهن تجسم مي‌كنند، به راحتي اجرا كنند.

9- از والدين بخواهيد ضمن ايجاد فضايي محبت آميز و گرم در خانه، تجربه هاي مفيد خود را در قالب خاطرات يا

قصه هايي، در اختيار فرزندان خويش قرار دهند تا زمينه‌اي براي شكوفايي خلاقيت آنها باشد، همچنين آنها را توجيه كنيد تا كارهاي هنري فرزندان خود را با همان ديد كودكانه و متناسب با توانايي ها و ذوق كودكانه بنگرند و در هيچ موردي، آن ها را سرزنش وتوبيخ يا حتي تشويق بي مورد نكنند؛ والدين بايد بدانند كه كودكان با تخيلات و ايده آل هايشان زندگي مي‌كنند.

10- از والدين بخواهند كه به فرزندانشان در تهيه‌ي مواد و ابزار و وسايل لازم براي انجام دادن فعاليت هاي هنري كمك كنند، اين وسايلؤ بسيار و ساده اند و لازم است مطابق دستور كار هر جلسه، تهيه شوند؛ انواع مواد رنگين و كاغذ و مقوا، قوطي مقوايي خالي، چسب، كاغذهاي باطله، نوارها و نخ هاي رنگين و ديگر مواد تزييني از جمله‌ي اين وسايل اند. هم چنين ، لازم است لباس مناسبي در اختيار كودكان قرار دهند تا در ساعت درس هنر براي محافظت از لباس مدرسه، آن را بپوشند. در ضمن والدين بايد فرزندان خود را به رعايت بهداشت، ايمني و نظافت تشويق كنند.

تقريباً بديهي است كه اغلب كودكان براي اينكه بهترين كار هنري خود را پديدآورند به نوع خاص تحريك نياز دارند. در همه‌ي كتابهاي آموزشي هنر به اين حقيقت اشاره شده است كه قبل از اينكه كودك را برانگيزيم كه چيزي بگويد بايد چيزي براي گفتن داشته باشد.

الهام يا محركي كه موجب بيان هنري كودك مي‌شود، از مشاهدات در طبيعت، پارك ها، سفرها و بازديدها، تلويزيون و.... ناشي مي‌گردد. طبيعت بطور مرتب ما را با تركيبات گوناگون اشكال هنري مواجه مي‌نمايد. زيرا در آن مي‌توانيم تنوع خط، رنگ، تيره روشني، وبافت و نيز بسياري از اصول طرح نظير سادگي، تكرار، تعادل متقارن و نامتقارن، تأكيد و وحدت را ببينين. پس معلم بايد كودك را به طبيعت هدايت كند.

وجود معلم خلاق، مبتكر، دلسوز و هميشه كاردان در پيشرفت برنامه‌ي كيفي در هنر ابتدايي امري لازم است. او سازمان دهنده‌ي اصلي و ايجاد كننده‌ي پل است. وظيفه‌ي اوست كه جوّ علاقه مندي و آزادي نظم و منطق و هيجان و خلاقيت را در شاگردي گسترش دهد.

كودكان در مدرسه به درك، تشويق، راهنمايي و رهبري معلم دلسوز نياز دارند .آنها در دوستي، پسنديدن، رقابت سازنده و رقابت هوشي همكلاس هايشان نيز پيشرفت مي‌كنند. بنابر اين كودك بايد براي رشد از آرامش احساسي، اعتماد به نفس، تكاپوي تكاملي و خلق كنجكاوي و محيط پرورشي دهنده در خانه و مدرسه برخوردار باشند.

ارتباط با طبيعت، اساس برنامه‌ي هنر است. با توجه به ويژگي هاي هر يك از مناطق آب و هوايي، اين برنامه را به بهترين شكل اجرا كنيد. از كودكان بخواهيد در محدوده‌ي انتخاب شده، گردش كرده و به همه چيز توجه كنند. پس از بازگشت از گردش، ازآن ها سؤال كنيد كه هر يك به چه چيزهايي توجه كرده اند و جالب ترين چيزي كه مشاهده كرده اند، چيست؟ آيا سنگ، چوب يا نمونه‌ي ديگري را همراه آورده اند؟ سپس از آن ها بخواهيد در موردئ تجربيات خويش گفت وگو كنند. اگر يكي از دانش آموزان، گلي به همراه آورده اند؟ از او بپرسيد كه در آن، چه مي‌بيند. رنگ، شكل، بو، اندازه، زبري ساقه و نرمي گل برگ ها چگونه اند؟ چه ويژگي ظاهري دارد؟ در مقابل وزش باد چگونه است؟ و ...... سپس از او بخواهيد كه از اين ويژگي ها در فرايند كار هنري استفاده كند. او مي‌تواند نقش گل را بازي كند، به وجود آمودن و رشد كردن گل را نشان دهد، تجسم كند گرما، باد، باران و طوفان با چه مي‌كنندو آن را اجرا كند.

در صورت وجود شرايط خاص و عدم امكان استفاده از فضاي طبيعت، مي‌توانيد از فضاي حياط مدرسه براي اين برنامه استفاده كنيد.اگر چنين اماكني نيز وجود نداشته باشد، اين برنامه را حتماً دركلاس اجرا كنيد و از ساده ترين نمونه هاي در دسترس براي ايجاد انگيزه‌ي خلاقه در فعاليت هنري بهره بگيريد. ابرهاي آسمان، چند قطره آب، صداي زنبور و .... بهانه هايي براي تفكر و فعاليت خلاقه اند.

منبع: سایت انجمن دبیران آ.پ استان بوشهر

مدیریت یا رهبری

مدیریت یا رهبری؟!

مدیریت یا رهبری؟!

«مدیریت» یا «رهبری»، کدام یک برای موفقیت یک سازمان مورد نیاز است؟
یک سازمان برای آنکه به اهداف عالی خود دست یابد باید به دو مقوله «رهبری» و «مدیریت» توجه داشت باشد. چرا که در جهان صنعتی امروز صرفاً برخوردار بودن از مهارتهای مدیریتی برای موفقیت یک مدیر کافی نیست، بلکه مدیران باید شناختی اساسی از تفاوت میان «مدیریت» و «رهبری» داشته باشند و بدانند چگونه این دو فعالیت برای تحقق موفقیت سازمان باید با هم ترکیب شوند.
در یک سازمان با وجود تفاوت عمده بین «رهبری» و «مدیریت»، ارتباط تنگاتنگی بین آن دو وجود دارد؛ یک رهبر می تواند مدیر باشد و یک مدیر نیز می تواند «رهبری» کند. عکس این قضیه نیز صادق است؛ یعنی یک فرد می تواند دارای هنر «رهبری» باشد بدون اینکه قادر باشد هدفهای سازمانی را تحقق بخشد (مدیر نباشد) و یا اینکه یک فرد ممکن است مدیر منظمی باشد ولی کارکنان از روی ترس و اجبار وظایف خودشان را انجام دهند (رهبر نباشد.)
در این نوشتار سعی داریم به این سئوال پاسخ دهیم که برای موفقیت یک سازمان به کدام یک از دو مقوله «مدیریت» یا «رهبری» نیاز داریم؟
● تعریف رهبری
فرآیند نفوذ در دیگران و برانگیختن آنها برای همکاری با یکدیگر در جهت تحقق هدف های گروهی را «رهبری» می گویند. یا می توان گفت: رهبری استفاده از فرآیند ارتباطات در موقعیتی خاص برای اعمال نفوذ در میان افراد و جهت دادن آنها به سوی مقاصدی مشخص است. و یا رهبری فرآیند نفوذ در دیگران است به طوری که آنها با اشتیاق و جدیت در دستیابی به اهداف سازمانی تلاش نمایند.
«رهبری» را اصولاً «هنر نفوذ در دیگران» می دانند. بدین معنی که پیروان به دلخواه نه از روی اجبار، از رهبر اطاعت می کنند.
بنابراین، منظور از رهبری به طور عام، تأثیر گذاری بر افراد و انگیزش آنان به طوری است که از روی میل، علاقه و با اشتیاق برای دستیابی به هدف های گروهی تلاش کنند.
● تعریف مدیریت
فرآیند برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و نظارت بر کار اعضای سازمان و کاربرد کلیه منابع قابل دسترسی برای رسیدن به هدفهای تعیین شده سازمان را «مدیریت» می گویند. «مدیریت» به عنوان « هنر انجام دادن کارها به وسیله دیگران» نیز تعریف شده است. چرا که مدیر با اتخاذ تدابیری برای انجام کارها توسط دیگران و نه شخص مدیر به اهداف سازمان نایل می شود.
● تفاوت مدیر و رهبر
بسیاری از مدیران سازمان ها، از تفاوت میان رهبری و مدیریت آگاهی ندارند و همین امر باعث می شود که در اجرای وظایف سازمانی خود ، به اشتباه عمل کنند.
رهبری همان مدیریت نیست. اگر چه بسیاری از مدیران رهبرند و بسیاری از رهبران مدیر، ولی فعالیت های رهبری و مدیریت فعالیت های یکسانی نیست.
باید توجه داشت که «مدیریت» با «رهبری» تفاوت های عمده ای دارد که باید مدیران در اجرای وظایف خود به این تفاوت ها توجه داشته باشند، برای آشنایی مدیران، به چند مورد از تفاوت های یک «مدیر» با یک «رهبر» در یک سازمان اشاره می کنند:
۱) مدیران در پست خود منصوب شده اند. آنان قدرت قانونی دارند که اجازه می دهد در مواقع ضروری به دیگران پاداش دهند یا آنان را تنبیه کنند. در حالی که یک رهبر ممکن است منصوب شده و یا از درون گروه پدید آمده باشد و این اجازه را نداشته باشد که در مواضع ضروری دیگران را تشویق یا تنبیه کند چرا که قدرت قانونی ندارد.
۲) توانایی تاثیرگذاری مدیران بر افراد سازمان، بر مبنای اختیار رسمی است که از پست سازمانی آنها ناشی شده است در حالی که رهبران می توانند بر عملکرد دیگران تاثیر بگذارند بدون آنکه قدرت تاثیرگذاری آنان از اختیار رسمی ناشی شده باشد.
۳) مدیر اداره می کند در حالی که رهبر ابداع می کند.
۴) «مدیریت» یک رونوشت است در حالی که «رهبری» یک اصل است.
۵) مدیر امور را نگهداری می کند در حالی که رهبر آنها را بهبود می بخشد.
۶) مدیر روی سیستمها و ساختار تمرکز دارد ولی رهبر روی افراد تمرکز می کند. در واقع مدیریت به فرآیندهای سازمانی توجهی حساب شده دارد در حالی که رهبری به کارکنان به عنوان افراد انسانی توجه واقعی دارد.
۷) مدیر از اجرای یک شغل اطمینان حاصل می کند، در حالی که رهبر مراقب فردی است که آن شغل را اجرا می کند و به او توجه دارد.
۸) مدیر نظارت می کند، ولی رهبر اعتماد می پراکند.
۹) مدیر دیدگاه محدودی دارد، ولی رهبر از دیدگاه وسیعی برخوردار است.
۱۰) مدیر «چگونه و چه وقت» را می پرسد، در حالی که رهبر «چه چیز و چرا» را می پرسد.
۱۱) مدیر نظر به انتهای خط دارد، ولی رهبر چشم به افق دارد.
۱۲) مدیر پیروی می کند، در حالی که رهبر سرچشمه می گیرد.
۱۳) مدیر وضع موجود را می پذیرد، ولی رهبر با وضع موجود در جدال است.
۱۴) مدیر سرباز قدیمی خوبی است، اما رهبر آدم خودش است.
۱۵) مدیر کارها را درست انجام می دهد، در حالی که رهبر کارهای درست را، انجام می دهد.
● برخی از خصوصیات عمده برای رهبران موفق
برخی اعتقاد دارند که یک شخص یا رهبر متولد می شود یا نه. از نظر این افراد رهبران ابرمردانی هستند که به علت ویژگی هایی که موهبت الهی است شایستگی رهبری پیدا کرده اند، بنابراین کسانی می توانند نقش رهبری را در سازمان ایفا کنند که دارای خصوصیاتی چون هوشمندی، برونگرایی، تسلط بر خود، اعتماد به نفس، سخنوری و جاذبه کلام، زیبایی و جذابیت سیما و چهره و مانند آنها باشند.
از جمله خصوصیات عمده ای که برای رهبران ذکر می شود، می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱) هوش: تحقیقات انجام شده بر روی رهبران موفق سازمانی نشان می دهد که هوش آنان از میانگین هوش پیروان و زیردستانشان بیشتر است.
۲) خصوصیات ظاهری و فیزیکی مانند قد، سیما و حرکات دست.
۳) بلوغ اجتماعی و وسعت دید: رهبران از جهت عاطفی با ثبات و دارای اعتماد به نفس اند و نسبت به مسایل و رویدادهای اطراف خود دید و بینش وسیعی دارند.
۴) رهبران شخصیت برونگرا دارند.
۵) انگیزه های توفیق طلبی و نیل به هدف: رهبران دارای انگیزه های قوی برای موفقیت هستند و توفیق طلب اند.
۶) خصوصیات شغلی مانند پشتکار و تلاش و ابداع و ابتکار.
۷) خصوصیات اجتماعی مانند مرتب اجتماعی و سیاسی.
۸) انسانگرایی: انسانگرایی و تاکید بر ارزش انسانها خصوصیت بارز دیگر رهبران موفق است.
هر چند که عده ای عقیده دارند که توانایی رهبری با خصوصیت فرد یا ویژگی های موروثی قابل بیان است، ولی باید این نکته را در نظر داشت که می توان برای رهبر خوب شدن آموزش دید و با برنامه های آموزشی یک رهبر موفق شد.
● مهارتهای مورد نیاز مدیران
مدیران در هر سطحی که باشند و در هر نوع سازمانی که فعالیت کنند باید به مهارتهای خاصی مجهز شوند تا بتوانند در نیل به اهداف تعیین شده سازمان را یاری رسانند. این مهارتها عبارتند از: مهارتهای ادارکی، مهارتهای انسانی و مهارتهای فنی.
۱) مهارتهای ادارکی:
این مهارتها توانایی هماهنگی کردن و وحدت همه فعالیت های سازمان را به مدیر می دهند تا بتواند سازمان را به صورت یک کل در محیطی که آن را احاطه کرده است مشاهده، و روابط متقابل بخشهای مختلف و چگونگی تاثیر تغییر هر قسمت در کل سازمان را پیش بینی کند.
مهارتهای ادارکی توانایی تحلیل موقعیت و تعیین ریشه مسایل و تدوین برنامه مناسب را به مدیر می دهند. این مهارتها خصوصاً برای مدیران عالی سازمان که باید اهداف وسیع و برنامه های بلند مدت سازمان را برای آینده طرح ریزی کنند، ضروری است.
۲) مهارتهای انسانی:
این مهارتها به مدیر امکان می دهند تا با افراد، در کنار آنها و به طور موثر با آنها کار کند. مدیران در همه سطوح به این مهارت نیاز دارند، چون برای نیل به اهداف سازمان به افراد داخل و خارج سازمان وابسته اند. مدیرانی که مهارتهای انسانی خوبی دارند می توانند نیازها و انگیزه های افراد را درک و آنان را تشویق کنند تا بدون نگرانی در تصمیم گیری ها مشارکت داشته باشند.
۳) مهارتهای فنی:
این مهارتها به معنی توانایی به کار بردن ابزار، شیوه ها و دانش مورد نیاز برای اجرای یک زمینه تخصصی است.
● وظایف مدیر
برای یک مدیر، وظایف متنوعی عنوان شده است، اما در حالت کلی می توان وظایف یک مدیر را به صورت زیر خلاصه کرد:
۱) برنامه ریزی:
مدیر اهداف سازمان در درجه اول تعریف می کند سپس با تعیین راهبرد تحقق این اهداف و ایجاد مجموعه ای از برنامه ها برای یکپارچه و هماهنگ کردن فعالیت در جهت نیل به این هدف ها گام بر می دارد.
۲) سازماندهی:
مدیر مشخص می کند که در یک سازمان چه وظایفی باید اجرا شوند و چه کسانی باید این وظایف را انجام دهند. وظایفی که می توانند با هم یک گروه شغلی تشکیل دهند، تعیین می شوند.
۳) هدایت:
مدیر فعالیت های افراد سازمان را هدایت می کند و آنها را هماهنگ می کند و با ایجاد انگیزه در زیردستان فعالیت های آن را جهت می دهد، موثرترین مجاری ارتباط را انتخاب و تعارض میان اعضای سازمان را بر طرف می کند.
۴) نظارت:
مدیر برای اطمینان از اجرای درست و به موقع همه کارها عملکرد سازمان را ارزیابی می کند و عملکرد واقعی سازمان را با هدفهایی که از قبل تعیین شده بود، مقایسه می کند تا اگر انحراف هایی از برنامه های تعیین شده مشاهده شد، آنها را اصلاح کند.
۵) خلاقیت:
مدیر برای آنکه با تحولات شتابان اندیشه ها سازگار شد و در صحنه رقابت با رقبای متعدد دوام بیاورد، باید شرایط لازم را برای بروز خلاقیت یعنی پیدایش اندیشه های نو در افراد سازمان به وجود آورد.
● نتیجه گیری:
از آنچه گفتیم می توان دریافت که برای موفقیت یک سازمان، باید به هر دو مقوله «مدیریت» و «رهبری» توجه داشت؛ هر چند یک مدیر موفق می تواند با توجه به مهارتها و وظایفی که برای وی برشمرده ایم، سازمان را به سوی اهداف خود، پیش ببرد اما این مهارتهای مدیریتی برای موفقیت در جهان صنعتی امروز کافی نیست. از سوی دیگر در طول تاریخ ثابت شده است که موفقیت یا شکست جنگها، امور تجاری، مسابقه های ورزشی و گروههای معترض سیاسی تا حدود زیادی به رهبری آنها مربوط می شود به گونه ای که «بنیس» یکی از نظریه پردازان در مدیریت، در اهمیت «رهبری» معتقد است که «برای بقا در قرن بیست و یکم ما نیازمند نسل جدیدی از رهبران هستیم.». بنابراین باید مدیران سازمان ها در درجه اول به مهارتها و وظایفی که در این نوشتار برای آنها برشمردیم، توجه داشته باشند و در درجه دوم با شناخت اساسی از تفاوت میان مدیریت و رهبری بتوانند با ترکیب «مدیریت» و «رهبری»، برای تحقق موفقیت سازمان گام بردارند.


منابع:
۱- مبانی سازمان و مدیریت، طاهره فیضی، انتشارات دانشگاه پیام نور، چاپ ۱۵، ۱۳۸۴
۲- مدیریت رفتار سازمانی، دکتر زهرا برومند، انتشارات دانشگاه پیام نور، چاپ اول، ۱۳۷۴

روابط انسانی و مدیریت آموزشی

روابط انسانی و مدیریت آموزشی

روابط انسانی و مدیریت آموزشی

بسیاری از دانشمندان، برقراری روابط انسانی را مهم ترین عامل موفقیت مدیران دانسته اند. بر اساس پژوهش هایی که روی عده ای از مهندسان انجام گرفت، نتیجه این شد که موفقیت مهندسان، قبل از آن که ناشی از تخصص مهندسی آنان باشد، بیشتر مربوط به توان برقراری روابط انسانی آن هاست. معنی این سخن آن است که آن دسته از مهندسانی که در کار خود موفق بودند، بیشتر کسانی بودند که می توانستند با همکاران و مشتریان خود روابط انسانی مطلوب برقرار کنند. اثر و ارزش برقراری روابط انسانی آنقدر زیاد است که خداوند متعال یکی از دلایل پیروزی پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص) را داشتن اخلاق خوش و رفتار مناسب اعلام می کند و می فرماید:

فَبِما رَحمَتهٍ مِنَ اللّهِ لِنتَ لَهُم وَ لَو کُنتَ فَظّاً غَلیظَ القَلبِ لا نَفوضُاً مِن وَلَکَ، فَاعفُ عَنهُم وَ استَغفِر لَهُم وَ شاوِِر هُم فِی الاَمرِ، فَاذا عَزَمتَ فَتَوکَّل عَلَی اللّهِ اِنَّ اللّه یِحُبُّ المتَوَکّلینَ.

پس با رحمت خداوند به ایشان (مردم) نرمی کردی و اگر بدخوی سخت دل بودی، هر آینه از دورت پراکنده می شدند، پس در گذر از ایشان و برای آن ها آمرزش بخواه و با آن ها در کارها مشورت کن و چون تصمیم گرفتی، به خداوند توکل کن، به درستی که خداوند توکل کنندگان ار دوست دارد.

روابط انسانی و مدیریت آموزشی

علاوه بر آن که روابط انسانی عامل مهم موفقیت مدیران در همه مدیریت ها مانند مدیریت بازرگانی، صنعتی، دولتی و نظامی و غیره است، اما در مدیریت آموزشگاهی جایگاه دیگری دارد و با سایر مدیریت ها قابل مقایسه نیست. دانش آموزان نه تنها تجربه های کافی برای شناخت و تشخیص مصالح بلند مدت خود را ندارند، از نظر ساده اندیشی و صاف و زلال بودن قلب و اندیشه خود، تحت تأثیر رفتار و روابط افراد اهم از رفتار باطنی و خالصانه و رفتار ظاهری قرار می گیرند. این تأثیر آنقدر زیاد است که با قاطعیت می توان گفت، مدیران و معلمان نمی توانند بدون تأثیر مثبتی که از طریق رفتار و روابط خود بر دانش آموزان می گذارند، در تغییر رفتار یا تعلیم و تربیت آن ها موفق شوند.

خوشبختانه، اهمیت روابط انسانی در طرح تغییر بنیادی نظام آموزش و پرورش نیز مورد توجه قرار گرفته است و تا حدودی می توان گفت که اساس تعلیمات نظام جدید آموزش و پرورش به حساب آمده است.

حال اگر انسان موجودی است اجتماعی و مدنی بالطبع – که با جامعه داد و ستد و تعاون و تعامل و کنش و واکنش دارد - باید در برنامه ریزی تربیتی و آموزش، در تدوین محتوای کتب درسی و در اجرای برنامه ها و ... این جهت را ملحوظ داشت. یعنی برنامه برای رفع نیاز جامعه باشد و برنامه ریز، مؤلف، محقق، مربی، معلم و دانش آموز در جامعه، با جامعه و حلال مشکل جامعه باشند و تعاون و همکاری اجتماعی در اندیشه و گفتار و کردار همه نمایان باشد و به طور کلی باید جهت تعلیم و تربیت این باشد که متعلم در عین حال که استقلال فکری خود را در چهار چوب اصول حفظ می کند، فردی اجتماعی، پذیرای قوانین صحیح اجتماعی و آماده برای کار گروهی شود و در کارهای سیاسی هم به عنوان یک تکلیف مهم و حساس شرکت کند.

روابط انسانی و مدیریت آموزشی

هر مدیری در درجه اول باید از خود بپرسد که آیا توان پذیرفتن دیگر را - آن چنان که هستند – دارد یا خیر؟ آیا برای دیگران حق زیستن و اظهار وجود قایل است؟ آیا می داند که هر انسانی یک موجود منحصر به فرد است و از توانایی ها و استعدادهای متفاوتی برخوردار است و هیچ دو نفری صد در صد مانند یکدیگر نیستند؟ اگر مدیری نتواند معلمان، دانش آموزان و کارمندان خود را آن گونه که هستند، بپذیرد و خود و خواسته ها و خصوصیات شخصی خود را محور مقایسه و پذیرش آنان قرار دهد، هرگز نمی تواند با دیگران رابطه ی مستمر و سودمندی برقرار کند.

دانش روابط انسانی به مطالعه راه های ایجاد زمینه ها و شرایط مناسب برای زندگی و رشد افراد می پردازد. محیط و شرایط مناسب به وضعیتی اطلاق می شود که در آن افراد بتوانند از طریق دست یافتن به نیازهای منطقی خود رشد کنند. این رشد در راستای فطرت آن هاست و در نهایت، استعداد و توانایی های بالقوه ی آنان شکوفا می شود. محیط مناسب برای رشد، محیطی است که با ویژگی های موجود زنده سازگاری داشته باشد. اگر بعضی گیاهان در برخی مناطق خوب رشد می کنند و بارور می شوند، به این دلیل است که زمین و مواد ترکیبی آن و آب و هوایی محیط جغرافیایی با نیازهای آن گیاهان تناسب دارد. در کویر خشک و سوزان غیر از خار و برخی گیاهان نادر چیزی نمی روید.روابط انسانی و مدیریت آموزشی

مدرسه، سازمان یا نهاد انسان پروری است که باید آن قدر مجهز و مهیا باشد که بتواند هر نوع استعدادی را در خود پرورش دهد. شرایط آماده سازی محیط آموزشی برای پرورش استعدادها و یا توانایی های بالقوه دانش آموزان، شناخت دقیق ویژگی های سرشتی، رشدی و رفتاری آن ها و ارائه رفتارها یا روابط مناسب با آن ها است.

تجربیاتی از مشکلات دیکته بچه ها


تجربیاتی از مشکلات دیکته بچه ها

خطاهای متداول در نوشتن عبارتند از :

1 - کج نویسی 2- پرفشار نویسی 3- کم رنگ نویسی 4- پر رنگ نویسی 5- زاویه دار نویسی 6- نا مرتب نویسی 7- فاصله گذاری بیش از حد 8- بزرگ یا کوچک نویسی بیش از حد

برای درمان نارسا نویسی می توان از اقدامات زیر کمک گرفت:

1. مدادی در اختیار دانش آموز قرار داده تا خطوطی به دلخواه رسم کند.

2. به دلخواه نقاشی کرده و آن را رنگ بزند.

3. با استفاده از گچ نرم روی تخته خط بکشد و نقاشی کند.

4. به وضعیت نشستن کودک توجه نموده و آن را اصلاح کنید. او باید کاملاَ راحت روی صندلی بنشیند.

5. کاغذ یا دفتری که در آن می نویسد، راست باشد . لبه کاغذ با لبه میز بیش از 15 درجه انحنا نداشته باشد.

6. نحوه مداد گرفتن دانش آموز را کنترل نموده و شیوه درست گرفتن مداد را به او آموزش دهید.

7. اگر انگشتان و عضلات کوچک و بزرگ دست او ضعیف هستند از مدادهای باریک تر و با قطر کمتر استفاده کنید.

برای تقویت عضلات دست از فعالیت های زیر می توانید استفاده کنید:

-بازی با خمیر بازی یا موم - مچاله کردن کاغذ باطله - بریدن اشکال مختلف با استفاده از قیچی - بستن بند کفش ، زیپ لباس و دکمه - حرکت انگشتان دست با استفاده از فرمان معلم- باز و بسته نمودن پیچ و مهره - رسم دو خط موازی و از او بخواهیم در بین خطوط بنویسد.

تمیز دیداری :

دانش آموزانی که در تمیز دیداری دچار مشکل هستند معمولاً کلمات را اینگونه می نویسند:

شکل درست کلمات

شکل نادرست کلمات

زود – خانه – روز – دوش – تبر

دوز جانه زور دوس بتر

روش های درمان:

ممکن است این مشکل مربوط به توانایی تشخیص باشد. مثلاً دانش آموز س را از ش – ر را از ز – ف را از ق – ح را از خ – د را ز ذ ع را از غ و تشخیص ندهد.

برای تقویت در تمیز دیدار می توان از شیوه های زیر کمک گرفت:

کارت هایی مانند نمونه زیر تهیه می کنیم

حرف

نمونه حروف سمت راست را در بین حروف دیگر پیدا کن

ج

چ ی ص ج ح خ ع ک ح خ

د

ر ز ژ و د ذ م ص ث ق غ

ل

ک ن م ل گ س ب ق ل د

همین کار را با کلمات نیز می توانیم انجام دهیم.

کلمه

نمونه کلمه سمت راست را در بین کلمات دیگر پیدا کن

دانش

رانش داش دانش روش دانشور

حاتم

خانم خاتم حاتم دائم جائم

حرف یا صدای مورد نظر را در کلمات مشخص زیر را پر رنگ نمایید :

س-- خروس شستشو مسائل سطل سماور هسته لباس

*کارت هایی تهیه نموده حروف الفبا را در جهات مختلف روی آن نوشته و از دانش آموز می خواهیم با چرخاندن کارت حروفی که درست در مقابل او قرار می گیرند را بخواند.

* حروف یا کلماتی را به صورت ناقص نوشته از او می خواهیم و آن را تکمیل کند.

* تصاویر نقطه چین را پر رنگ کند.

* تصاویر ساده هندسی را کپی کند.

حافظه توالی دیداری :

این مهارت به توانایی یاد آوری آنچه دیده ایم به همان ترتیبی که بوده مربوط می شود

دانش آموزانی که از این مهارت به اندازه کافی برخوردار نیستند در تجسم و ترتیب و توالی حروف دچار مشکل می شوند. به عنوان مثال مادر را مارد می نویسند.

برای تقویت حافظه دیداری می توان این فعالیت ها را انجام داد .

شقایق - گل – لاله – بهار

*یک کارت مقوایی که روی آن سه کلمه نوشته شده است به دانش آموزان نشان می دهیم سپس آن را مخفی کرده و از وی می خواهیم آن کلمات را به ترتیب باز گو کند . پس از انجام موفقیت آمیز این تمرین کارت هایی با تعدا د بیشتری از کلمات را به وی نشان داده همان تمرین را دنبال می کنیم .

ی)حساسیت شنوایی :

برای ترمیم حساسیت شنوایی می توان این فعالیت ها را انجام داد . مربی می تواند چند وسیله صدا دار را بسازد تا دانش آموزان از آنها استفاده کند و با انواع صدا آشنا شود . مثال :مسواک____ مسباک ژاله _____جاله وجدان ___ وژدان

*صدا های مختلف مثل گریه ،خنده ،سرفه ،چک چک آب ، باران ، ضربه انگشت به در ، ضربه انگشت به شیشه ، برخورد توپ با زمین و امثال آن را در نوار کاست ضبط کرده و از دانش آموزان می خواهیم به آنها گوش داده و صدای هر کدام را تشخیص دهد و بیان نماید .

*چشمان دانش آموز را با دستمال می بندیم و از همکلاسی هایش می خواهیم تا نام او را بگوید . و او تشخیص دهد که چه کسی صدایش کرده است این کار یعنی گفتن نام او توسط دانش آموز نباید به همان ترتیبی باشد که درکلاس نشسته اند زیرا دراین صورت ممکن است به جای استفاده از حساسیت شنوایی صدا یشان را از ترتیب نشستن آنان تشخیص دهد

شیوه های پیشنهادی تدریس املا :

1. املای دو نفره پای تابلو : بدین صورت که یک نفر دانش آموز به دانش آموزی دیگری املای پای تخته می گوید و او می نویسد اگر نویسنده کلمه ای را بلد نبود از همکلاسیهایش شکل درست کلمه را می پرسد. بعد جای این دو نفر عوض می شود و سرانجام همه کلاس دو نفر دو نفر پای تابلو می آیند.

2. املای پرده ای : به این شکل که متن املا توسط معلم یا دانش آموزان قوی پای تابلو نوشته می شود. بچه ها متن را با دقت می بینند و می خوانند آنگاه پرده ای روی نوشته ها کشیده می شود تا تابلو پاک می گردد و آن متن برای کلاس املا گفته می شود.

3. املا گفتن فرد برای خودش : بدین صورت که اول بچه ها متنی را بخوانند بعد هر کس جمله ای یا جملاتی از متن را روی تابلو می نویسد و می شیند بعد فرد دیگر همین کار را می کند تا آخر.

4. نوشتن املا در فضا : بچه ها کلمات را به جای نوشتن روی کاغذ با انگشتان و در فضا می نویسند.

5. متنی را که می خواهیم فردا املا بگوییم را روی تخته می نویسیم‚ بچه ها آن متن را در دفترشان بنویسند و شب بخوانند‚ معلم همان متن را برای کلاس املا بگوید.

6. املای یاران در یاد گیری : بدین صورت که هر فرد ابتدا مثلا سه کلمه سخت را در دفترش می نویسد سپس افراد هر نیمکت کلماتشان را برای هم می خوانند و هر کسی کلمات دو نفر دیگر را هم به کلماتش اضافه می کند و بالاخره املاهای همه افراد کلاس یکسان می گردد

7. املای کامل کردنی : بدین صورت که معلم متن ناقصی را املا می گوید و کلمات ویژه ای را که ارزش املایی را داشته باشد را در متن جا می اندازد حالا بچه ها متن را با کلمات ویژه کاملش می نماییند.

8. چند حرف مثل ( ب ‚ م ‚ ا ‚ د ‚ ز ‚ ی ‚ روی تخته نوشته می شود تا بچه ها با این حروف چند کلمه مثل ( بادام ‚ بز ‚ داماد ‚ میز ‚ بم ‚ دزد و ... ) که می توانند بنویسند.

9. دانش آموزان با انگشت به کمر نفر جلویی املا بنویسند.

10. املا نویسی با حروفی که یک شکل دارند و چند صدا مانند حرف " و " یا حرف " ی " بدین صورت که بچه ها هر چند کلمه ای که می توانند بنویسند که در آن ها این حرف " و " صدای واو بدهد بعد کلماتی که صدای او بدهد مثل کاهو و نیز کلمات چای.زری.مرتضی.

11. معلم از کلماتی که اکثر شاگردان آن ها را غلط نوشته اند متنی تهیه کند و از آن متن املا بگویید.

12. از دانش آموزان خواسته کلماتی بنویسند که با ( پ ) شروع شوند مثل ( پوست ‚ پوتین ) و یا به ( ز ) ختم شوند مثل ( سبز ‚ از و ... )

13. روی نمک یا ماسه از طرف شاگردان املا نوشته شود.

14. تصاویری به بچه ها نشان داده شود تا بچه ها برای هر تصویر یک جمله بنویسند و جمله کسی پذیرفته می شد که از نظر املایی درست باشد.

15. کلماتی به بچه ها داده شود تا آن ها مرتبش کنند که معنی دار شود و املایش را صحیح بنویسند.

16. متنی را املا بگوییم و بچه ها به صورت گروهی مشورت کنند و بنویسند.

17. متنی را املا می گوییم و بچه ها مجازنداگر املای کلمه را نمی دانند با مراجعه به کتاب شکل درست آن کلمه را بیابند.

18. کلمات مشکل متن املا را روی می نویسیم و سپس متنی را برای بچه ها املا می گوییم تا اگر شکل آن کلمات مشکل را نمی دانند به تابلو نگاه کنند و املای آن را بیابند.

19. یک متن کوتاه دو یا سه جمله ای را روی تابلو می نویسیم و پاک می کنیم بچه ها آن جمله را در دفترشان بنویسند.

20. یکی از صفحات مجلات رشد یا کتاب داستان را در نظر بگیرند و دور کلمه های خوانده شده خط بکشند.

21. بچه در منزل برای اولیا خود املا بگویند و املای آنها را تصحیح نمایند.

22. معلم متنی را املا بگویدو در همین حین کلمات مشکل متن را روی تابلو بنویسد.

23. یکی از دانش آموزان املا را پای تابلو می نویسد و بقیه در دفترشان می نویسند.

24. یک کلمه را بگوییم و بچه ها هم خانواده آن کلمه را خودشان به عنوان املا بنویسند.

25. تصویری را به بچه ها نشان می دهیم تا انها جمله ای در مورد آن تصویر بنویسند.

26. هر گروه یا هر فرد متنی را برای املا تهیه کنند و به کلاس بیاورند و معلم یکی از آن متن ها را انتخاب کند و برای همه کلاس املا بگوید.

27. دانش آموزان کلمات مشکل متنی را که بناست برای آنها املا بگوییم انتخاب کرده و روی کارت بنویسید معلم از همین کلمات کارتها به بچه ها املا بگویید بعد شاگردان املای خود را از روی کارتهاییکه در اختیار دارند تصحیح نماییند.

28. از هر گروهی که می خواهیم دو یا سه کلمه پیدا کنند که صدای ( ص ‚ ث ‚ س ) داشته باشد بعد از این کلمه ها یک املای معلم ساخته می گیریم و بچه ها صدای مورد نظر را قرمز بنویسد.

29. در حین نوشتن املا بچه ها هر کلمه ای را بلد نبودند ننویسند بلکه دست بگیند و معلم آن کلمه را پای تابلو بنویسد.

30. کلمات در هم ریخته را مرتب کنند – جملات ناقص را کامل کنند – با حروف کلمه بسازند و با آن کلمه جمله بسازند.

31.برای تقویت املا دانش آموران را گروه بندی می کنیم .از گروه ها می خواهیم هر کدام بیست واژه مشکل را بنویسند . سپس هر گروه یک آینه را مقابل کلمات نگه می دارند و اعضای گروه بعدی باید سریع واژه را تشخیص دهند . هر واژه یک نمره دارد با نظارت دبیر و سرگروه ها بازی و آموزش با لذت و هیجان بسیار همراه می شود و دانش آموزانی که دراملا ضعیف هستند با این روش پیشرفت می کنند .

32. معمولا دانش آموزان درنوشتن املا کند نویس هستند برای رفع این مشکل املا به روش خبرنگاری اجرا می شود . به دانش آموزان فرصت پیش مطالعه درس مورد نظر را می دهیم سپس متن درس را معمولی بامکث یک ثانیه ای می خوانیم و دانش آموزان می نویسند ممکن است نقطه ،تشدید ،سرکش و ... نگذارند (مانند خبرنگاران )یا بد خط بنویسند هدف تنها تند نویسی است سپس متن را دوباره می خوانیم و با دقت رفع اشکال می کنند .می توانیم به دانش آموزانی که سریع و صحیح می نویسند نمره بیشتری بدهیم

33. املا سفره ای چند متر سفره پلاستیکی یا سفره های یک بار مصرف را برای دانش آموزان پهن کرده و آن را قسمت ها مختلف برای دانش اموزان تقسیم می کنیم و هر گروه کلمات مورد نظر را روی آن می نویسند .سپس می توان آن را روی دیوار سالن یا کلاس چند روزی نصب کرد .

20 راهبرد عملی جهت تقویت درس املا فارسی دانش آموزان ابتدایی:

1-تلفظ صحیح کلمه ها و ترکیب های درس

2-روان و رسا خوانی متن درس

3-به کاربردن کلمه های درس در جمله

4-تعیین تعدادی حروف جهت پیدا کردن کلماتی که دارای این حروف هستند ازمتن درس توسط دانش آموز

5-به کاربردن وضعیت نوشتن نقطه نسبت به شکل حروف یعنی محل قرارگرفتن نقطه در پایین یا بالا و تعداد نقطه

6-به کارگیری صحیح نشانه ی تشدید در کلمات مشدد درس تا ویژگی نوشتاری این کلمات در ذهن دانش آموزان تثبیت گردد .

7-به کارگیری حروف چند شکل و یک صدا در کلمات که یک دسته از آن ها حرف (( س ، ص ، ث )) هستند که در زبان فارسی یک گونه صدا دارند .

8-یادداشت کردن اشتباهات املائی دانش آموزان به منظور آموزش جبرانی آن ها در فرصت های مناسب مانند جمله سازی

9-شناخت کلمات مخالف ، هم معنی و هم خانواده های درس

10-دادن تمرین های متفاوت جهت شمارش دندانه ها

11-ساختن کلمات ترکیبی جهت تقویت املاء

12-گفتن املاء پای تخته از کلمه هایی از درس که ارزش املائی دارند .

13-پیدا کردن املای صحیح کلمات از روی کتاب توسط دانش آموز

14-در صورت امکان موقع تصحیح نمودن املاء ، دانش آموزان را انفرادی نزد خود فراخوانده تا به غلط املائی خود توجه کنند .

15-در قرائت املاء ، جملات از هم گسیخته و بی ربط ( کلمه به کلمه ) گفته نشود و به صورت جمله بیان شود .

16-متن املائی را که می خواهیم به دانش آموز بگوییم ، انتخاب می کنیم و یک بار می خوانیم تا دانش آموزان ارتباط معانی کلمات و مضمون کلی مطلب را درک کنند وبرای نوشتن املاء آمادگی کامل را کسب نمایند .

17-تقویت تندنویسی در بعضی از دانش آموزان

18-استفاده کردن از شیوه های گوناگون متن املاء

19-افزایش گنجینه لغات

20-ایجاد انگیزه در دانش آموزان نسبت به یادگیری درس املاء

علل ضعف دانش آموزان در درس دیکته:

1 - به علت اینکه مفهوم کلمه را نمی فهند یا قبلا نفهمییده اندآنرا درست نمی نویسید.

2 – کلمات از جانب معلم درست تلفظ نمی شود(آموزشی)

3 – دانش آموزان هنگام نوشتن دیکته کلمات را تکرار و هجی میکند(دقت)

4 –وجود نقص شنوایی در برخی از دانش آموزان در هنگام نوشتن املا و بی خبری معلم از وجود این نقص باعث می شود بعضی از کلمات را جا می اندازد یا از کلاس عقب میافتد(حافظه شنوا یی –حساسیت شنوایی)

5 – به علت کمبود فضای آموزشی و کمبود میز و نیمکت دا نش آموزان در اثرخستگی ودرست نشیدن کلمات را غلط می نویسید 0 (آموزشی)

6 – متناسب نبودن متن دیکته از نظر(کمیت و مقدا ر) با سن پا یه تحصیلی آنان باعث می شود دانش آموزان بعد از نوشتن مقداری ا زآن خسته شوند و غلط نویسی آغاز می گر دد.(آموزشی)

7 – در بعضی اوقات دانش آموزان به علت مشکلات روانی هنگام نو شتن دیکته در افکار خود غو طه ور می شوند و از نوشتن باز می مانند0

8 - وجود حروف هم صدا در ادبیات فا رسی مانند (ص-ث-س)

9 – تند گفته شدن دیکته از سوی معلم باعث خستگی وکم شدن دقت در دانش آموزان می گردد.

10 – ضعف درمهارتهای حرکتی (نارسا نویسی) – بیقراری و تند خویی – خطا د رادراک بصری حروف (حافظه دیداری )- فقر آموزش و عدم تسلط معلم به شیوه های آموزشی مطلوب در هنگام تعلیم نوشتن نشناختن حروف و قوائد نوشتن توسط دانش آموزان نداشتن تمرین لازم و کافی برای نوشتن املا خود می تواند موجب ضعف و نارسایی فراگیر در کسب مهارت نوشتن می شود .

انواع اشکالات موجود در دیکته دانش آوزان را پس از تجربه و تحلیل می توان به دو گروه طبقه بندی کرد. یک گروه از اشکالات به مشکلات آموزشی مربوط هستند و از طریق روش تدریس می توان حل کرد و گروه دیگر را از طریق تمرینهای خاصی که می توان به جای رو نویسی های معمول در مدارس در نظر گرفت تا ضمن جلوگیری از هدر رفتن وقت و استعداد دانش آموزان در برطرف کردن اشکالات دیکته بسیار موثر باشند.

***

روشهای تدرسی آموزش املا

1- روش آزمون – مطالعه – آزمون

در این روش در ابتدا یک متن را به عنوان دیکته برای دانش آموزان می خوانیم و بعد از تصحیح آن را به دانش آموزان باز می گردانیم سپس دانش آموزان باز می گردانیم سپس دانش آموزان تا جلسه بعدی املا صحیح کلمات غلط موجود در املا خود را تمرین می کنند. در جلسه بعد ار آن متن دوباره دیکته کفته می شود که معمولا بدن غلط و یا با غلط های محدودی همراه است.

البته باید توجه داشت که متن دوم را با کمک کلماتی از متن اول که از ارزش املایی بر خوردارند( اما در قالب جملات جدید) می توان تهیه نمود تا میزان پیشرفت دانش آموزان در زمینه حافظه دیداری هم سنجیده شود.

2- روش مطالعه و آزمون

ابتدا درس یا درسهای جهت گفتن از دیکته انتخاب می شود و دانش آموزان روی لغات مشکل آن به صورت دیکته پای تختخ و تکالیفی نظیز نوشتن کلمات با حروف رنگی و ............... تمرین می کنند سپس از آن درس یا درسها دیکته گفته می شود که البته بهتر است متن دقیقا مانند کتاب نباشد.

3- روش نمایش:

به منظور تقویت بیشتر حافظه دیداری در رابطه با آموزش حروف هم صدا مانند(ص- ث- س ) ابتدا لغات مورد نظر را روی طاقهای شفاف می نویسیم سپس آنها را با استفاده از اورهد روی پرده نمایش میدهیم مثلا کلمه(( صابون)) سپس روی حرف (ص) را می پوشانیم و از دانش آموزان می خواهیم یکی از سه حرف (س، ث، ص) را انتخاب کرده و کلمه را کامل کنند . سپس کلمه را کامل نشان می دهیم تا اگر غلط حدس زده بودند آن را اصلاح کنند و درستش را کنارش بنویسید . از این روش به هنگام دیکته پای تخته ای هم می توان استفاده کرد وجود دستگاه اورهد الزامی نیست.

دانش آموزان ابتدا کلمه را در دفتر خود بنویسید بعد به تخته نگاه کنند و در صورت اشتباه درست آن را بالای کلمه بنویسند.

4- روش تصحیح انفرادی :

به دانش آموز دیکته گفته می شود به عنوان تکلیف منزل از او خواسته می شود دیکته خود را با استفاده از کتاب تصحیح کند و از این طریق متوجه غلطهایش می شود و آنها را تمرین کند.

5- روش چند حسی:

در این روش چند حس بینایی - شنوایی- لامسه به کمک یادگیری املا کلمه مورد نظر می آیند . این روش بیشتر قبل از دیکته به منظور تمرین کلمات مشکل درس به کار گرفته می شود.

الف) از دانش آموز خواسته می شود با دقت به کلمه ی مورد نظر ( این کلمه از متن دیکته ای که بعداًَ گفته خواهد شد انتخاب می شود) که پای تابلو نوشته شده نگاه کند.

ب) آن را بخوانند و کلمه مورد نظر را در هوا به صورت ذهنی و با استفاده از انگشت خود بنویسد.

ج) سپس آن را در جمله ای مناسب به کار برد . از این طریق معنای کلمه را بهتر درک می کند.

و) کلمه را از پای تابلو پاک کرده و به آنها فرصت می دهیم تا کلمه را بدون خطا از روی حافظه بنویسند.

د) کلمه را روی تابلو نوشته تا دانش آموزان آنها را با هم مطابقت دهد و به درستی یا نادرستی نوشته خود پی ببرد . حرفی از کلمه را که از ارزش املای برخوردار است قرمز نوشته و پای تابلو می نوسیم مانند ص در تصمیم . از این روش به عنوان یک تمرین و تکلیف هم جهت تقویت حافظه دیداری دانش آموزان می توان استفاده نمود.

6- کاربرد جمله سازی در زنگ املاء: آموزگار 20 جمله از 5 درس را که دارای اهمیت هستند انتخاب کرده و در هر جمله جای یک کلمه با ارزش املایی خالی گذاشته می شود تا دانش آموزان به تکمیل آن بپردازند.

(( بارم هر کلمه یک نمره است))

1- خورشید به قله ی .............................. نزدیک می شد.

7-آشنا کردن دانش آمزان با متن املاء:

به منظور یاد آوری شکل کلمه های خوانده شده لازم است قبل از نوشتن املاء آموزگار یک بار آن متن را از اول تا آخر بخواند و شاگردان به این امر عادت داده شوند که شکل کلی کلمه های خوانده شده را در ذهن خود مجسم کنند و آنها را به یاد آورند و گاهی هنگام خواندن متن املا آموزگار به شاگردان اجازه دهد که بگویند نوشتن چه کلمه ای را نمی توانند و معلم راجع به آن کلمه توضیح آموزشی بدهد تا دانش آموزان بدهد تا دانش آموزان شکل نوشتاری کلمه ی مورد نظر را یاد آمورند ، از این طریق ، شکل کلمه در ذهن شاگرد بیشتر تثبیت می گردد و یاد گیری عمیق تر می شود. نحوه قرائت املاء در کلاس

هنگام قرائت املاء باید به نکات زیر توجه شود.

1- از تمام درسهای کتاب فارسی ، اعم از شعر و غیر شعر باید املاء گفته شود ولی مقدار و زمان آن نباید از حد معینی تجاوز کند.

2- آموزگار باید با توجه به هدفهایی که برای گفتن هر متن املا دارد، متن و مقدار آن را از قبل مشخص کند.

3- هر کلمه یا عبارت فقط یک یا دو بار گفته شود و دانش آموزان باید عادت کنند با گوش دادن به صدای آموزگار مشکل کلی نوشتن کلمه را در ذهن خود پیدا و آن را زیر لب زمزمه کنند و بنویسند.

4- سرعت گفتن املای کلمه با توان نوشتن دانش آموزان متناسب باشد.

5- حرکت کردن آموزگار در هنگام گفتن املاء نباید باعث حواس پرتی دانش آموزان شود.

اصول و مبانی املا

مراحل آموزش نوشتن به پنج مرحله زیر تقسیم می شود:

1- آموزش نوشتن غیر فعال ( رونوسی )

2- آموزش نوشتن نیمه فعال ( املا )

3- آموزش نوشتن فعال پایه یک ( کلمه سازی )

4- آموزش نوشتن فعال پایه دو ( حمله سازی )

5- آموزش نوشتن فعال ( خلاق ) انشا و انواع آن

با توجه به مشکل دانش آموزان در مرحله آموزش نوشتن نیمه فعال (املا) است به آموزش املا می پردازیم. مهارت املا نویسی به معنی توانایی جانشین کردن صحیح صورت نوشتاری حروف , کلمات و جمله ها به جای صورت آوایی آنهاست . دانش آموزان بـایـد به این مهارت دست یابند تا بتوانند بخوبی بین صورت تلفظی کلمه ها و حروف سازنـده آن ها پیـونـد مناسبی بـرقـرار کنند بدین ترتیب زمینه لازم برای پیشرفت آنان در درس های جمله نویسی , انشا و به طور کلی مهارت نوشتن بهتر فراهم می شود , دانش آموزان هنگام نوشتن املا باید نکاتی را در باره صداهایی که بوسیله معلم در قالب کلمات و جمله ها بر زبان جاری می شود رعایت نمایند :

آنها را خوب بشنوند + تشخیص دقیق کلمه + ادراک کلمه

ب) آنها را خوب تشخیص دهند + یادآوری و مجسم ساختن تصویر + بازشناسی کلمه صحیح در ذهن.

ج) آنها را درست بنویسند + نوشتن صحیح حروف سازنده کلمه + بازنویسی کلمه و توالی مناسب آنها.

اشکالات املایی دانش آموزان که از دیدگاه زبان شناختی بر اثر اشکالات رسم الخطی , تاثیر لهجه و گویش محلی دانش آموزان و فرایندهای آوایی حذف , تبدیل , افزایش و قلب به وجود می آیند از دیدگاه روان شناختی از موارد زیر سرچشمه می گیرند :

الف) ضعف در حساسیت شنوایی , مثال : ژاله - جاله

ب) ضعف در حافظه شنوایی , مثال جا انداختن کلمات

ج) ضعف در حافظه دیداری , مثال حیله – هیله

د) ضعف در حافظه توالی دیداری , مثال مادر – مارد

هـ) قرینه نویسی , مثال دید –

و) وارونه نویسی , مثال دید -

ز) عدم دقت , مثال : گندم – کندم

ح)نارسا نویسی , مثال رستم – رسم

روش تدریس املا

املا واژه ای است عربی و معنای آن نوشتن مطلبی است که دیگری بگوید یـا بخـوانـد . درس املا در بـرنـامـه آمـوزشـی دوره ابتدایی اهداف زیر را در بر می گیرد.

1- آموزش صورت صحیح نوشتاری کلمه ها و جمله های زبان فارسی

2- تشخیص اشکالات املایی دانش آموزان و رفع آنها

3- تمرین آموخته های نوشتاری دانش آموزان در رونویسی.

بدیهی است با نوشتاری که با غلط های املایی همراه باشد ارتباط زبانی بین افراد جامعه بخوبی برقرار نمی شود . بنابراین , لزوم توجه به این درس کاملاً روشـن اسـت عـلاوه بـر اهـداف فـوق , امـلا نـویسی , دانـش آمـوزان را یـاری می کند تا مهارت های خود را در زمینه های زیر تقویت نمایند.

1- گوش دادن با دقت

2- تمرکز و توجه داشتن به گفتار گوینده ( معلم )

3- آمادگی لازم برای گذر از رونویسی ( نوشتن غیرفعال ) جمله نویسی و انشا (نوشتن فعال)

نکات برجسته روش آموزش املای فارسی :

1- توجه بیشتر به وجه آموزشی درس املا نسبت به وجه آزمونی آن

2- انعطاف پذیری در انتخاب تمرینات در هر جلسه املا

3- توجه به کلمات به عنوان عناصر سازنده جمله های زبانی

4- ارتباط زنجیر وار املاهای اخذ شده در جلسات گوناگون

معیارهای ارزشیابی

عناصر دیگر روش آموزش املا را به صورت زیر هم میتوان مرحله بندی کرد :

گام اول, انتخاب متن املا و نوشتن آن روی تخته سیاه و خواندن آن

گام دوم , قرائت املا توسط معلم و نوشتن آن توسط دانش آموزان

گام سوم , تصحیح گروهی املاها و تهیه فهرست خطاهای املایی

گام چهارم , تمرینات متنوع با توجه به اولویت بندی اشکالات املایی استخراج شده.

گام اول , انتخاب متن :

در انتخاب متن املا به موارد زیر توجه شود :

- متن مورد نظر حاوی جمله باشد و از انتخاب کلمه به تنهایی خودداری شود.

- کلمات سـازنـده جمـلات متـن از حـروفـی تشکیل شده باشند که قبلاً تدریس شده اند.

- کلمات خارج از متن کتاب های درسی , از 20 درصد کل کلمات بیشتر نباشد.

- علاوه بر جملات موجود در کتاب های درسی , با استفاده از کلمات خوانده شده , جملات دیگری هم در نظر گرفته شوند .

- در هر جلسه از کلماتی که در جلسات قبلی برای دانش آموزان مشکل بوده اند نیز استفاده شود تا بتوان درجه پیشرفت شاگردان را اندازه گیری کرد.

گام دوم

معلم متن املا را از روی تابلو پاک کرده , پس از آماده شدن دانش آموزان , آن را با صدایی بلند و لحنی شمرده و حداکثر تا دو بار قرائت می کند . البته هنگام قرائت متن املا از خواندن کلمه به کلمه خودداری کرده , متن را به صورت گروههای اسمی و فعلی یا جمله کامل قرائت می کند تا دانش آموزان با بافت جمله و معنای آن آشنا شوند . متن املا را با سرعت مناسب تکرار می کند تا کند نویسان هم , اشکالات خود را بر طرف نماند .

گام سوم

این گام با مشارکت کامل دانش آموزان انجام می شود و معلم بدون اشاره به نام آنان تک تک املا ها را بررسی و مشکلات را استخراج می کند . به این ترتیب که معلم املای اولین دانش آموز را در دست می گیرد و به کمک دانش آموز کلمات یاد شده را رونویسی می کند. سپس املای دومین , سومین و .... در دست می گیرد و به کمک همان دانش آموز یا دانش آموز دیگری , صورت صحیح غلط های املایی را روی تابلو ثبت می کند . البته هر جا که غلط ها تکراری بودند جلوی اولین مورد آن یک علامت ( مثلاً * ) می زند . در پایان با شمردن غلط ها , اشکالات املایی دانش آموزان را اولویت بندی می کند .

گام چهارم

در ایـن گام معلـم با توجه به مهمترین و پر تعداد ترین اشکالات املایی دانش آموزان با بکار گیری انواع تمرینات حرف نویسی و کلمه نویسی و همچنین تمرینات کلمه سازی و جمله سازی به تقویت توان نوشتاری دانش آموزان می پردازد .

راههای پیشنهادی برای تقویت املایی دانش آموزان ضعیف

با مطالعه اطلاعات جمع آوری شده در جلسه شورای معلمان جهت تقویت املا با پیشنهادات متعدد همکاران مواجه شدیم که در ذیل فهرست وار آورده ایم .

- دقت به مشق ( رونویسی ) و تصحیح غلط ها و رعایت خط زمینه

- توجه به دست ورزی در دوره آمادگی

- مطمئن شدن از شناخت حروف الفبای فارسی

- بررسی دقیق تکلیف شب در خانه

- توجه بیشتر به دانش آموزان کند نویس

- پرهیز از حرکات اضافی موقع گفتن املا

- استفاده از دانش آموزان ممتاز برای روخوانی و تکرار و تمرین در کلاس

- توجه به نوع نشستن

- استفاده از کارت تند خوانی

- ترکیب صامت و مصوت

- اطمینان از تلفظ صحیح حروفات توسط دانش آموزان

- تصحیح املا توسط خود دانش آموزان و . . . .

که قرار شد تعدادی از پیشنهادهای همکاران در مورد دانش آموزانی که در املا ضعیف هستند اجرا شود . از جمله آموزش حروفاتی که دانش آموزان در آن اشکال دارند ( قبل از گفتن املا ) - یادداشت غلط هایی که بیشتر دانش آموزان از آن دارند – دقت در مشق دانش آموزان .

روش های موثر در کاهش اختلالات املایی

در هر جلسه ی املا دانش آموزانی وجود دارند که در درس املا دچار مشکل بوده و گاهی با روشهای غیر منطقی از سوی خانواده یا معلم مربوطه مواجه می شوند .

برای دستیابی به یک راه حل ساده ابتدا مشکلات متعدد را یادداشت نموده و سپس به بررسی علل آن اشتباهات می پردازیم .

در زیر اشکالات املا و طرز صحیح نوشتن آن و نوع اشتباه در املا مشخص شده است :

اشتباه

درست

نوع اشتباه

خراک

حسته

زمبور

مقازه

رفتن

سبر

خوروس

سپاس گذار

شعال

ستل

پمبه

{جا انداختن کلمه}

کندم

خوراک

خسته

زنبور

مغازه

رفتند

صبر

خروس

سپاس گزار

شغال

سطل

پنبه

رفت

گندم

آموزشی

دقت

حساسیت شنیداری

حافظه دیداری

حساسیت شنیداری

حافظه دیداری

آموزشی

حافظه دیداری

دقت

حافظه دیداری

حساسیت شنیداری

حافظه دیداری

دقت

طنز مدیریتی

 

اول رئیس

يك روز مسول فروش، منشي دفتر و مدير شركت براي ناهار به سمت سلف قدم ميزدند. يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا ميكنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه. جن ميگه: من براي هر كدوم از شما يك آرزو برآورده ميكنم. منشي ميپره جلو و ميگه: «اول من، اول من! من ميخوام كه توي باهاماس باشم، سوار يه قايق بادباني شيك باشم و هيچ نگراني و غمي از دنيا نداشته باشم». پوووف! منشي ناپديد ميشه. بعد مسوول فروش ميپره جلو و ميگه: «حالا من، حالا من! من ميخوام توي هاوايي كنار ساحل لم بدم و تمام عمرم حال كنم». پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه. بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه. مدير ميگه: «من ميخوام كه اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توي شركت باشن»!

نتيجهء اخلاقي اينكه هميشه اجازه بده كه رئيست اول صحبت كنه.

مطالبی در مورد مدیریت آموزشی

سازمان و مدیریت آموزش و پرورش:

سازمان آموزش و پرورش:

آموزش و پرورش در جریان جامعه پذیری یا اجتماعی کردن اعضای جدید جامعه است.جریانی که طی آن مجموعه اعتقادات،رسوم و اخلاق،هنجارها،ارزش ها،رفتارها،دانش ها،مهارت ها و فنون جامعه به نسل های جدید منتقل می شود.

فلسفه آموزش و پرورش:

تجزیه و تحلیل و توضیح هرگونه فعالیت تربیتی که نظام اجتماعی معین انتخاب کرده است و بررسی انتقادی هدف ها و روش هایی است که در فعالیت های تربیتی مورد استفاده قرار می گیرند.

اهمیت آموزش و پرورش:

سازمان آموزش و پرورش از نظر اجتماعی، فرهنگی،اخلاقی،اقتصادی و فراهم کردن زمینه تکامل و رشد آدمی، دارای اهمیت بسیار است. از نظر اجتماعی جامعه شناسان آموزش و پرورش را وسیله اداره و کنترل جامعه تعریف کرده و آن را عامل بقا و دوام تمدن ها به حساب آورده اند. و بر این باورند که : مجموعه دانش ها و مهارت های بشری به میزان غیر قابل تصوری افزایش یافته و ارتباط انسان ها به هم پیچیده تر شده است. این امر رفته رفته نوعی دخالت آگاهانه را در جریان انتقال فرهنگ بشری از طریق ایجاد و گسترش سازمان های آموزشی وپرورشی ضروری ساخته است.

شیوه اداره آموزش و پروزش رسمی ایران از گذشته تا کنون به صورت متمرکز اداره شده است. هم اکنون امور اساسی و مهم تعلیم و تربیت در مرکز (تهران) انجام می شود و ادارات آموزش و پرورش و مدارس مجری برنامه ها و دستورات داده شده از مرکز هستند.

مدیران آموزشی:

منظور از مدیران آموزشی کسانی هستند که در تصمیم گیری های آموزش و پرورش نقش دارند و رفتار و عمل آنان جریان آموزش و پرورش را مستقیماً تحت تاثیر قرار می دهد. از این رو به ویژه روسا، معاونان،کارشناسان آموزشی، مدیران مدارس،راهنما معلمان ،مربیان پرورشی و معلمان را در زمره مدیران آموزشی تلقی می کنند.

مدیریت:

صاحب نظران و مولفان مدیریت با اهداف و سوگیری های مختلف تعاریف گوناگونن ارایه کرده اند که ذیلاً به چند تعریف اشاره می شوذد:

فرایندی برای حل مسائل مربوط به تامین اهداف سازمانیبه نحو مطلوب از طریق استفاده موثر و کارآمد از منابع کمیاب در یک محیط در حال تغییر. ( کریتنر)

فراگرد تبدیل اطلاعات به عمل،این فراگرد تغییر و تبدیل را تصمیم گیری می نامیم. ( فورستر، 1962).

هنر انجام دادن کار به وسیله دیگران.( فالت، 1924).

هماهنگ سازی منابع انسانیو مادی در جهت تحقق اهداف .( کاست ورزنزویک، 1974) .

مهارت انسانی:

توانایی و قدرت تشخیص درزمینه ایجادمحیطتفاهم و همکاری و اجرای کار به وسیله دیگران، فعالیت موثر به عنوان عضو گروه ، درک انگیزه های افراد و تاثیر گذاری بر رفتار آنان را مهارت انسانی می گویند. مهارت انسانی در نقطه مقابل مهارت فنی قرار دارد. یعنی کار کردن با مردم در برابر کار کردن با اشیا و چیزها.داشتن مهارت انسانی مستلزم آن است که شخص پیش از هر چیز خود را بشناسد، به نقاط ضعف و قوت خود آگاه باشد، عقاید و افکارش بر خود او روشن باشد، اعتماد به نفس داشته باشد، به دیگران اعتماد کند، به عقاید و ارزش ها احترام بگذارد، آنان را درک کند، از تاثیر گفتار و کردار خویش بر دیگران آگاه باشد و بتواند محیط امن و قابل قبولی برای جلب همکاران دیگر فراهم کند.

مهارت ادراکی ( مفهومی):

تواناییی درک پیچیدگی های کل سازمان و تصور همه عناصر و اجزای تشکیل دهنده کار و فعالیت سازمانی به صورت یک واحد ( سیستم) را مهارت ادراکی گویند. به عبارت دیگر توانایی درک و تشخیص وابستگی کارکردهای گوناگون سازمان به یکدیگر و تشخیص اینکه تغییر در هر یک از بخش ها، الزاماً بخش های دیگر را تحت تاثیر قرار می دهد. آگاهی از این روابط و شناخت اجزا و عناصر مهم در موقعیت های مختلف، مدیر را نسبت به تصمیم گیری یا اقدام قادر می سازد تا موجبات اثر بخشی سازمان و رضامندی کارکنان را فراهم کند.

ارزش نسبی مهارت ها:

همه مشاغل مدیریت مستلزم کاربرد مهارتهاست.گرچه در اجرای برخی از وظایف مهارت های سه گانه لازم و ملزوم یکدیگرند، با وجوداین، ارزش نسبی آن ها در سطوح و رده های مختلف فرق می کند. مدیران رده های سرپرستی ( مدیران مدارس) به مهارت فنی چشمگیری نیاز دارند.زیرا وظایف آنان در بیشتر موارد راهنمایی آموزشی زیر دستان را ایجاب میکند. در مقابل ، مدیران رده های بالای سازمان چندان نیازی به مهارت فنی ندارند، بلکه وظایف تصمیم گیری، سازماندهی و برنامه ریزی ایجاب می کند که به مهارت ادراکی چشمگیری مجهز باشند. مهارت های انسانی تقریباً لازمه انجام دادن همه وظایف در همه سطوح مدیریت است ، زیرا مدیران صرف نظر از نوع وظایف یا سطح مسئولیت و مقام با افراد سر و کار دارند و برای جلبهمکاری و اثرگذاریبر رفتار آنها باید از مهارت های انسانی برخوردار باشند. از این رو در مدیریت امروزه تاکید بر مهارت های انسانی اولویت ویژه ای پیدا کرده است. ( علاقه بند، 1372) .

شکل زیر بیانگر مهارت های سه گانه در سطوح مختلف مدیریت است:

مدیران عالی

ادراکی

مدیران میانی

انسانی

مدیران اجرایی

( مدیران مدارس)

فنی

شکل(1) مهارت های سه گانه مدیریت در سطوح مختلف

وظایف مدیران:

هدف اصلی مدیریت آموزشی تسهیل و پیشبرد امر آموزش و یادگیری است. مدیران آموزشی در جهت نیل به این هدفوظایفی را انجام میدهند که این وظایف را دکتر علاقه بند در دو بخش وظایف عمومی و وظایف خاص طبقه بندی نموده است:

وظايف عمومي:

برنامه ریزي

سازماندهی

هدایت و رهبری

نظارت و کنترل

ارتباط

برنامه ریزی:

برنامه ریزی عبارت است از تعیین اهداف و تدارک فعالیت ها، امکانات و و سایل برای تحقق اهداف.

مدیر در صورتی می تواند کاری را درست انجام دهد که قبل از انجام آن بداند که می خواهد به چه چیزی دست یابد و این امر جز با داشتن طرح و برنامه امکان پذیر نیست.

سازماندهی:

فراگرد سازماندهی یعنی جریان نظم و ترتیب دادن به کار و فعالیت، تقسیم و تکلیف آن به افراد، به منظور انجام دادن کار و تحقق اهداف معین. در نتیجه سازمان دهی ساختار سازمان ایجاد می گردد. ساختار سازمان روابطی منظم و منطقی که لازمه عملیات اعضای سازمان است، به وجود می آورد.( علاقه بند، 1374) .

هدایت و رهبری:

راهنمایی کارکنان در جهت فهم بهتر اهداف به اثربخشی کارآنان کمک می کند. وظیفه هدایت و رهبری ایجاب می کند که مدیر همواره در کنش و واکنش متقابل با کارکنان خود قرار بگیرد.

نظارت و کنترل:

نظارت و کنترل مرحله ای از مدیریت است که در آن باید معلوم شود که آیا اهداف سازمانی تحقق پیدا کرده اند یا نه . به عبارت دیگر نظارت و کنترل، فراگرد ارزشیابی عملکرد فردی و سازمانی است. کنترل فراگردی است که چهار مرحله دارد:

الف: تعیین ملاک ها و روش های سنجش عملکردها.

ب: نظارت بر عملکرد ها و سنجش واندازه گیری آن ها.

ج: باز نگری یا مقایسه نتایج حاصل از سنجش عملکردها با ملاک ها و اهداف نعیین شده.

د: اقداماتی برای تصحیح عملکرد.

ارتباط:

ارتباط به زبان ساده ، به انتقال اطلاعات و معانی از شخصی به شخص دیگر اطلاق می شود. در جریان ارتباط میان دو فرد، افکار یا اطلاعات از طریق یکیدر قالب علائم و نشانه ها درصددفهم و درک آن ها برمی آید. اگر او موفق شود که افکار یا اطلاعات را درک کند میتوان گفت کهارتباط موثر واقع

شده است.

 

وظایف خاص:

برنامه آموزشی و تدریس.

امور دانش آموزان.

امور کارکنان آموزشی.

روابطمدرسه واجتماع.

تسهیلات و تجهیزات آموزشی.

اموراداری و مالی.

برنامه آموزشی و تدریس:

مهمترین وظیفه مدیران آموزشی،هدایت جریان آموزشی ویادگیری به ویژه تسهیل جریان رشد و پرورش دانشآموزان است. ساختاریکه تجارب یادگیری را سازمان داده، آموزش و یادگیری دانش آموزان را میسر می سازد، برنامه آموزشی نامیده میشود. در ایران برنامه آموزشی از سوی نظام آموزشی تهیه و تنظیم می شود. مدیران با ایجاد روحیه و شرایط مناسب، تهیه و تدارک مواد و وسایل آموزشی، راهنمایی و مساعدت فکری و ارزشیابی عملکردها و نتایج فعالیت های آموزشی، زمینه اجرای موثربرنامه ها وتحقق اهداف را فراهم میسازد.

اموردانش آموزان:

وظایف مربوطبه این بخش شامل دو قسمت است:

الف: وظایف و خدمات اداری و سرپرستی امور دانش آموزان:

پذیرش و ثبت نام دانش آموزان.

نگهداری آمار و اطلاعات مربوط به دانش آموزان به تفکیک پایهتحصیلی

تعیین نسبت دانش آموزان به معلمان و پیش بینی آمار های سال های تحصیلی آینده.

ثبت و ضبط و نگهداری نمرات، مدارک و اطلاعات مربوط به سوابق تحصیلی دانش آموزان.

ب : شناسایی توانایی ها و علائق و نیازهای کودکان و پرورش آنها.

امورکارکنان آموزشی:

کار و فعالیت هر نظام آموزشی مستلزم تعیین افراد شایسته و واجد شرایط است. مدیران آموزشی با بهره گیری از شایستگی های فردی و تخصصی معلمان و راهنمایان تعلیماتی می توانند به پیشرفت فعالیتهای آموزشی و افزایش بازده مدارسکمک کنند.

روابط مدرسه و اجتماع:

نظام آموزشی به منظور تحقق اهداف چند بعدی جامعه برپا شده است. مدارس در خدمت نیلزهای اجتماع هستند. ازاین رو برقراری ارتباط موثر میان مدرسه و اجتماع امری طبیعی به نظر می رسد. هدف از برقراری روابط میان مدرسه و اجتماع ایجاد اعتماد متقابل از طریق اطلاع رسانی به مردم درباره وضعیت کار مدارس است تا به این وسیله حمایت آنان را برای حل و فصل مشکلات گوناگون مدارس جلب نماید.

تسهیلات و تجهیزات :

اجرای برنامه های آموزشی، ایفای وظایف تدریس و تربیت و ارایه خدمات فرهنگی و بهداشتی به دانش آموزان مستلزم استفاده از تجهیزات و تسهیلات ویژه است. تهیه و تدارک امکانات جزو وظایف مدیران آموزشی است.

امور اداری و مالی:

ارایه خدمات آموزشی و فعالیت های مدرسه منوط به اداره موثر و تامین منابع مالی و بودجه است. بنابراین اداره و سر پرستی موثر امور گوناگون مدرسه، ثبت نام ، تقسیم کار با توجه به شرح وظایف کارکنان، ابلاغ آیین نامه ها، نظارت بر دفاتر و مدارک مدرسه و نگهداری از آنان، تامین منابع مالی مدرسه چه از طریق دولتی یا مردمی نیز از وظایف مدیران به شمار می رود. ( علاقه بند، 1374).

چگونگی ایجاد ذهنیت فلسفیدر مدیران:

بسیاریاز مدیرانبر این باورند که تسلط بر وظایف مدیریت برای موفقیت مدیران کافی است. در حالی که اندیشمندان تعلیم و تربیت معتقدند که بدون داشتن ذهنیت فلسفی ، رهبری موفقیت آمیز یک سازمان امکان پذیر نیست. به بیان دیگر لازمه به کارگیری وظایف مدیریت همانا داشتن ذهن فلسفی است. ذهن فلسفی به مدیران کمک می کند تا در برخورد با مسائل تربیتی راه حل های صحیح و علمی را به کار بگیرد.تفکر فلسفی دارای سه بعد است که در عین مشخص بودن ارتباطی نزدیک میان آنها وجود دارد. این سه بعد عبارتند از:

اول: جامعیت.

دوم: تعمّق .

سوم: قابلیت انعطاف .

هر کدام از این ابعاد دارای خصوصیاتی می باشد که به ترتیب به بیانی اجمالی درباره آنان میپردازیم: (شریعتمداری،1372 ).

اول- جامعیت

1 – مشاهده امور خاص با توجه به ارتباط آنها در یک زمینه وسیع.

2 – ایجاد ارتباط بین مسائل حاضر به اهداف دور.

3 – به کار بردن قوه تعمیم.

4 – توجه به جنبه های نظری.

دوم- تعمّق

1 – مورد سوالقرار دادن آنچه را که دیگران مسلم و قطعی می دانند.

2 – کشف امور اساسی و بیان آنها در هر موقعیّت.

3 – توجه به اشارات مربوط به جنبه های اساسی در هر موقعیت.

4 – قضاوت و حکم به روش فرضیه ای- قیاسی.

سوم – قابلیت انعطاف

1- رها سازی خود از جمود روانی.

2 – ارزش سنجی افکار و نظرات بدون توجهبهمنبعآنان.

3 – توجه به مسائل مورد بحث ازجهات متعدد.

4 – پذیرفتن نظریه ها و یا قضاوت های موقتی و شرطی و اخذ تصمیم در مواقع مبهم.